سبک زندگی Lifes Style

آداب و رسوم عامیانه از گذشته تا امروز

اداب و رسوم عروسی در بازگ دیهوک از توابع شهرستان طبس گلشن(خراسان جنوبی)

  • ۲۴۳

بسم الله الرحمن الرحیم
اداب و رسوم عروسی در بازگ دیهوک از توابع شهرستان طبس  گلشن(خراسان جنوبی)
رسم نشانی بَرون
در زمان قدیم بعد از یک جلسه معارفه میان دو خانواده و رسیدن به توافق دو جانبه ،فامیل های دادماد به بیابان رفته و برای خانواده عروس و فامیل های درجه یک عروس هیزم طاق ،بار چهار پایی که داشتند حال یا شتر یا الاغ می کردند و در خانه ی هرکدام از فامیل های عروس خالی میکردند این هیزم ها علاوه بر نشانی بوده که توسط خانواده داماد برای عروس برده میشده و بعد از چند روز مراسم عقد انها به صورت کاملا سنتی برگزار میشده است.
مراسم عروسی
دو شب قبل از عروسی مردم و اقوام عروس و داماد را با ساز و دهل به حمام میبردند.شب بعد از ان مراسم حنابندان بوده که مردم قدیم کیسه هایی را میدوختند و پا و دست عروس را با پنبه حنا میکردند و داخل کیسه ها میبردند و اقوام هدیه های خودشون رو تقدیم عروس و داماد میکردند.
در زمان قدیم هم روز و هم شب مراسم ساز و دهل داشتند و این مراسم را در منازل خود برگزار میکردند .هم اکنون هم در بازگ دیهوک مراسمات عروسی هم در زوز و هم در شب در حیاط خانه برگزار میشود اما نسبت به زمان قدیم تغییرات زیادی کرده است.
هنگان رفتن عروس و داماد به خانه خودشان رسم بوده که (عروس پا میزد)به این معنا که خطاب به پدر و مادر داماد :خواسته ای از من رو قبول کنید و انها نیز میگفتند قبوله .و همچنین اقوام دو طرف نیز هدیه هایی رو به عروس و داماد تقدیم میکردند .
پذیرایی در زمان قدیم  به این گونه بوده که سینی های غذا به در خانه میبردند و انهارا برای مراسم پاتختی در روز بعد دعوت میکردند (تخت ورچینو)
رسومات بارداری در زمان قدیم
خانم ها در زمان قدیم اگر باردار میشدند تا چند ماه اول از گفتن ان خجالت میکشدیند زمانیکه خانم 5 یا 6 ماه داشته پبش افرادی که به انها دایه گفته میشده میرفته و از انا میخواسته تا عمل چرب کردن شکم را برای انها انجام دهد .تعیین جنسیت در خانم های باردار اینگونه بوده که اگر شکم خانم داغ باشد و دمای ان زیاد باشد بچه پسر است اگر شکم خانم دمای پایینی داشته باشد بچه دختر است.
بچه ها توسط قابله (دایه)دنیا آورده میشدند و دایه وظیفه داشته تا 10 روز پیش خانمی باشد ک تازه فارغ شده است.و در نگهداری از بچه کمک میکرده و برای مادر بچه غذا های مقوی درست میکرده.مانند روغن نبات که روغن زرد (حیوانی)با نبات درست میکردند و با نان ی که از قبل با روغن سرخ شده بوده میخوردند.
در ان زمان اعتقاد داشتند اگر خانمی باردار نمیشده میتوتند زمانیکه خانمی بچه اولش بدنیا امده و موعد غسلش رسیده شلوار همسر خود را در بقچه اش گذاشته و زیر اب غسل خانم تازه فارغ شده مینشسته تا ازاب غسل به خانم نازا ریخته شود و با هیپچ کس حرف نمیزده و از جمع خارج شده و با شلوار همسر خود صحبت کند .
اگر بچه ای زردی داشته تکه از طلا به او وصل میکردند و دواهایی که دارای طبع سرد بودند را به انها میدادند مانند خار انگمی،شکر،گشنیز و برای انها (موکو) درست میکردنداین دوا ها را داخل پارچه ای تمیز میگذاشتند و و سر ان را گره میزدند و به دهان نوزاد میدادند تا بمکد.
اعتقاد چله بری که توسط برخی از افراد انجام میشده برای خانمی که باردار نمیشده.
اگر خانمی که تازه زایمان کرده و هنوز 10 روز از فارغ شدنش نگذشته بوده به تشییع جنازه فردی میرفته و چهره متوفی را میدیده میگفتند که چله مرده یا سایه مرده به ان خانم افتاده که در این صورت می بایست کمی از آبی که با ان میت (هر خانمی میتوانسته باشد که فوت کرده )غسل میدادند بخورد.
در زمان قدیم اگر کسی فوت میشده مردم تا چند روز به حمام نمیرفتند و به احترام مرده و بازماندگان نه نخ رنگ میکردند نه قالی میزدند و نه خوشتلی (رشته )میبریدند.و همچنین تا ختم سوم متوفی 3 شبانه روز 2 نفر بر سر قبر ان قران میخواندند.
منبع  :
سرکار خانم فاطمه فخری
مشاته (ارایشگر)و دایه و قابله          تهیه کننده:فاطمه ازاد         زیر نظر جناب اقای حقیقی

طلبو

  • ۲۳۰

هنگامی که پسری به مرحله ازدواج می رسید پدر و مادرش به فکر دامادی او می افتادند و با مشورت با بزرگان خانواده و افراد مورد وثوق خود دختری متناسب پسرشان در نظر می‌گرفتند.
پس از آن چند نفر بزرگتر به خانه دختر می رفتند و موضوع را با مادر دختر در میان می‌گذاشتند مادر دختر اجازه می خواست که این مسئله مهم را به پدر دختر اطلاع دهد تا پدر دختر تصمیم نهایی را بگیرد و یا اینکه در پاسخ آن بانوی واسطه (شخصی که قاصد بر خواستگاری برای خانواده عروس است ) می گفتند اجازه بدهید تا استخاره کنیم .
پس از آن پیغام می‌دادند که استخاره راه داده یا نداده است.
اگر جواب شان مثبت بود و یا استخاره راه می داد یک گوسفند را قربانی کرده و یک سینی گوشت ، یک سینی قند ، یک سینی صابون و حنا و یک سینی که لباس در آن بود برای خانه عروس می برند.

این مراسم مخصوص شب اول خواستگاری بود .
در شب دوم رسمی به نام کُندگی وجود داشت که شرح آن به این قرار بود که روز بعد از خواستگاری به بیابانهای اطراف رفته ، هیزم و کنده جمع می‌کردند و برای خانواده عروس می بردند به عبارتی کنده ها را درب خانه عروس می‌انداختند.
این هیزم ها بیشتر شامل چوب درختان گز و طاق بود.

در شب سوم خانواده عروس، خانواده داماد را برای صرف شام و شب نشینی دعوت می کردند .
مدت زمان بین خواستگاری ، عقد و عروسی را عموماً به نام (د نووم و گفت هم بودن ) یعنی عروس و داماد  به نام یکدیگر هستند نامیده می شود.
اصطلاح لفظی که برای خواستگاری در دیهوک به کار می رفته است را طلبو  می نامیدند.
 

آداب و رسوم ازدواج در شهر دیهوک

  • ۲۲۸

بسم الله الرحمن الرحیم

" آداب  و رسوم ازدواج در شهر دیهوک "

در گذشته ازدواج و تشکیل خانواده در دیهوک و اطراف آن رسوم و آداب خاصی داشت که هنوز هم برخی از آنها رواج دارد.
مراسم ازدواج در سه مرحله انجام می شد که عبارت اند از نامزدی ، عقد و عروسی .
برخی از خانواده‌ها از همان سالهای نخستین کودکی دختران و پسران را به نام هم می کردند البته این وضعیت در میان خویشاوندان نزدیک معمول بود یعنی بی آنکه آن دو را رسما نامزد کنند ،  چنان وانمود می‌کردند که آنان در آینده با هم ازدواج خواهند نمود و بسیار اتفاق می افتاد که این امر واقعیت می یافت و پیوستگی خانواده استوار تر می شد.
گاهی همین ازدواج محقق نمی شد و حتی منجر به ایجاد کینه و کدورت در بین خانواده‌ها می شد.

هنگامی که پسری به مرحله ازدواج می رسید پدر و مادرش به فکر دامادی او می افتادند و با مشورت با بزرگان خانواده و افراد مورد وثوق خود دختری متناسب پسرشان در نظر می‌گرفتند.
پس از آن چند نفر بزرگتر به خانه دختر می رفتند و موضوع را با مادر دختر در میان می‌گذاشتند مادر دختر اجازه می خواست که این مسئله مهم را به پدر دختر اطلاع دهد تا پدر دختر تصمیم نهایی را بگیرد و یا اینکه در پاسخ آن بانوی واسطه (شخصی که قاصد بر خواستگاری برای خانواده عروس است ) می گفتند اجازه بدهید تا استخاره کنیم .
پس از آن پیغام می‌دادند که استخاره راه داده یا نداده است.
اگر جواب شان مثبت بود و یا استخاره راه می داد یک گوسفند را قربانی کرده و یک سینی گوشت ، یک سینی قند ، یک سینی صابون و حنا و یک سینی که لباس در آن بود برای خانه عروس می برند.

این مراسم مخصوص شب اول خواستگاری بود .
در شب دوم رسمی به نام کندگی وجود داشت که شرح آن به این قرار بود که روز بعد از خواستگاری به بیابانهای اطراف رفته ، هیزم و کنده جمع می‌کردند و برای خانواده عروس می بردند به عبارتی کنده ها را درب خانه عروس می‌انداختند.
این هیزم ها بیشتر شامل چوب درختان گز و طاق بود.

در شب سوم خانواده عروس، خانواده داماد را برای صرف شام و شب نشینی دعوت می کردند .
مدت زمان بین خواستگاری ، عقد و عروسی را عموماً به نام (د نووم و گفت هم بودن ) یعنی عروس و داماد  به نام یکدیگر هستند نامیده می شود.
اصطلاح لفظی که برای خواستگاری در دیهوک به کار می رفته است را طلبو  می نامیدند.

بعد از صحبتهای ابتدایی ، محور صحبت ها درباره مهریه و جهیزیه است .
بر خلاف رسم های امروزی که طلا و سکه برای مهریه رایج است ، از  مس به عنوان یکی از اقلامی که باید در مهریه لحاظ شود نام برده می‌شود .
برای مثال، دیگ و قابلمه و ظروف مسی را در مهریه لحاظ می‌کردند.
از چیزهای دیگری که در مهریه مرسوم بود می‌توان زمین کشاورزی، آب قنات ،منزل مسکونی، لباس ابریشم و ... را نام برد .
در مورد جهیزیه هم باید به این نکته اشاره کرد که برخلاف جهیزیه های سنگین امروزی که بر عهده خانواده‌ها است ، در دیهوک قدیم این گونه نبود.

جهیزیه شامل لحاف، تشک، پشتی، بالشت، یک سماور ، دو سه عدد استکان و سایر لوازم ضروری زندگی آن زمان بوده است .
این اقلام جهیزیه عموم مردم بوده و خانواده‌هایی که استطاعت مالی داشتند به این اقلام ، قالی و یکسری وسایل دیگر اضافه می‌کردند .

داشتن خانه بر عهده داماد بود و از آنجایی که مصالح خانه ها ، از گل بوده ، تهیه و ساخت خانه مخارج سنگینی برای داماد و خانواده او نداشت .

البته به مرور زمان جهیزیه هایی که خانواده ها به فرزندان خود می دادند بیشتر شده تا به دوره کنونی رسیده و پر زرق و برق شده است.

بعد از این مراحل نوبت به مراسم حنابندان می‌رسد برای این مراسم دو نفر یکی از اقوام عروس و یکی از اقوام داماد به درب خانه ها مراجعه کرده و آنها را برای مراسم حنابندان دعوت می‌کردند .
برای برگزاری این مراسم حنایی را که از قبل آماده کرده اند برای دست و پای عروس و داماد استفاده می کردند.

در دیهوک قدیم برخلاف رسوم امروزی که عروس و داماد به آرایشگاه های تخصصی می روند، رسم بر این بود که سر خود را حنا می کردند و تنها آرایش موجود نیز همین حناکردن سر داماد و عروس بود.

در روز عروسی نیز قاصد ، مردم را به سرحمام دعوت می‌کرد ؛ یعنی عروس به همراه اطرافیان با ساز و دهل به سمت حمام روانه می شد و در بین راه به کسانی که در مشایعت عروس همراهی داشته‌اند ، حنا توزیع می شد.
در هنگام ظهر که عروس از حمام بر می‌گشت، یک تشک کوچک پهن کرده و عروس و داماد در کنار هم روی آن نشسته و جماعت به ساز و رقص مشغول می شدند.

پوشش عروس در این مراسم چادر سفید است .
در شب عروسی هم رسم بود که برای اهالی ده برنج طبخ می کردند و عموماً برنج خالی بوده است و یا رشته نیز به آن اضافه می کردند و در داخل بشقاب ریخته و تکه ای نان برای اینکه غذا دیرتر سرد شود ، بر روی آن می گذاشتند و به درب منازل اهالی می‌بردند.
گاه این مراسم ها تا هفت روز ادامه داشت.


منبع : کتاب دلوک
نویسنده: قاسم رئوفی و الهام رضوانی مقدم

درس : آموزش مطالعات اجتماعی
موضوع: پدیده اجتماعی ازدواج در شهر دیهوک
استاد : استاد حقیقی
دانشجو : فاطمه غریب

مراسم عزاداری محرم در روستای اصفهک

  • ۲۴۵

اصفهک ؛دیار خشت و آب و آیینه روستای اصفهک از توابع دیهوک است و در ۳۸ کیلومتری طبس در استان خراسان جنوبی قرار دارد واز روستاهای قدیمی شهرستان طبس به شمار می‌رود.

روستای اصفهک از توابع دیهوک است و در ۳۸ کیلومتری طبس در استان خراسان جنوبی قرار دارد واز روستاهای قدیمی شهرستان طبس به شمار می‌رود.

مراسم عزاداری در روستای اصفهک مانند دیگر روستاهای شهرستان طبس است .چند روز مانده به ایام محرم عاشقان امام حسین هیئت روستا را برای برگزاری مراسم عزاداری آماده میکنند و با سیاه پوش کردن هیئت و نصب پرچم بر سر در خانه ها به استقبال این ماه میروند .

مراسم روضه خوانی صبح و ظهر و بعد از ظهر و شبها در محل هیئت روستا برگزار میشود و از روز ۵محرم تا ۱۲محرم از عزاداران حسینی پذیرایی میشود .

روز نهم محرم مراسم شیر خوارگان حسینی برگزار میشود به این صورت که خانمها گهواره ای را اماده میکنند وبا حضور کودکان خردسال و شیر خوارگان مراسم روضه بر پا میشود .

روز دهم ،روز عاشورا .دسته های عزادار دسته میگیرند و با برداشتن نخل و مراسم سینه زنی و زنجیر زنی در میدان جلو هیئت به مراسم خود پایان میدهند

نخل که برای روز دهم محرم اماده کرده بودن را در صحن هیئت روستا قرار میدهند تا مراسم دسته ی بنی اسد.

دراین مراسم نیز بار دیگر دسته های عزادار نخل را بر شانه های خود میگذارند و از کوچه های روستا عبور میکنن و همزمان با آن روضه میخوانند و مراسم سینه زنی و زنجیر زنی بعداز آن در محل هیئت برپا میشود .

ارسالی توسط خانم محدثه اسماعیلی