سبک های زندگی Lifes Style

آداب و رسوم عامیانه از گذشته تا امروز

احترام زن و تکریم زن از نگاه رهبری

  • ۳۵

بیانات در دیدار جمعی از مداحان

در سالروز ولادت حضرت فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 این عید شریف را، میلاد مسعود را، روز شادی و فرح و طراوت دلهای شیعیان را در طول تاریخ، به همه‌ی شما عزیزان، برادران، خواهران، بلبلان باغ مدحت آل پیغمبر، و ثناگستران برترین و بهترین خلایق عالَم و آدم تبریک عرض میکنم. امیدواریم خداوند متعال از همه‌ی شما عزیزانی که برنامه اجرا کردید - خوانندگان، سرایندگان، اجرا کنندگان و مجموعه‌ی شما عزیزان -  این توسل را به بهترین وجهی قبول بفرماید.   بنده‌ی حقیر، خدا را سپاسگزارم که توفیق مرحمت کرده است؛ شاید حدود سی سال یا بیشتر است که ما این توسل را در این روز داریم و بحمداللّه رونق و شکوه و معنویت و رشد مفاهیم و معانی را انسان  در پیشرفت سالها مشاهده میکند. امسال برنامه‌ای که اجرا کردید، بسیار خوب بود؛ هم از لحاظ محتوا، هم از لحاظ قالب؛ شعرها خوب بود، اجراها و خواندنها خیلی خوب بود. ان‌شاءاللّه که شما دوستان و عزیزان روزبه‌روز در جهت معرفت‌افزائی و نورپراکنی در فضای ذهنی جامعه، موفق‌تر باشید.

 دو مطلب در این جلسه گفتنی است - اگرچه حرفِ گفتنی بیش از اینها است - یک مطلب در مورد مدیحه‌سرائی خاندان پیغمبر است؛ این مهمی که شماها بر عهده گرفته‌اید. امروز بحمداللّه در سرتاسر کشور شبکه‌ی مداحان و ثناگستران خاندان پیغمبر توسعه پیدا کرده است؛ جمعیت زیادی، استعدادهای زیادی، دلهای مشتاقی در میان خود مداحان - که از جوانهای ما، پیشکسوتهای ما، اساتید ما تشکیل شده است - بحمداللّه  میان مردم میروند و وسیله‌ی توسل مردم را فراهم میکنند و سفره‌ی برکت اهل‌بیت را میگسترانند؛ این یک فرصتی است برای کشور ما؛ مثل خیلی از فرصتهای دیگری که ما داریم. برادران مسلمان ما در کشورهای دیگر، خیلی از فرصتهای ما را ندارند؛ یکیاش همین است. این سلسله و رشته و جریان و شبکه‌ی توسل به اهل‌بیت و محبت اهل‌بیت و برانگیختن عواطف، خیلی فرصت مهمی است. حالا به هر دلیلی، دیگران در مناطق دیگر، از این نعمت بزرگ، از این برکت عام، به این شکل برخوردار نیستند؛ ما داریم. یقیناً یکی از عواملی که دین را، معنویت را، عقیده را و اخلاق را در یک جمعیتی در طول تاریخ حفظ میکند، عواطف است؛ در کنار عقل و خرد و استدلال. انبیاء و فرستادگان الهی ننشسته‌اند با مردم با زبان فلسفی حرف بزنند؛ اگرچه برای فهمیدن کلام آنها و تعمق در بیان آنها، عقل فلسفی لازم بود و هست؛ یعنی فلاسفه‌ی بزرگ از سفره‌ی گسترده‌ی عمومی انبیای الهی بیشترین بهره را میبرند؛ اما این سفره، سفره‌ی خاص نیست؛ لذا زبان آن، زبان استدلال عقلی و بگو و مگو و ان قلت و قلت نیست؛ این زبان، ترکیبی است از اندیشه و عقل و عواطف؛ عاطفه است که میتواند مسیر فهم عقلی و حرکت عقلی و جریان عقلی را هموار کند.   ما به طور طبیعی این جریان را داریم؛ هم در جلسات مدح و عزا و شادی و مولودیخوانی و عزاداری، هم در جلسات دعاخوانی؛ این دعای کمیل، این دعای ندبه، این دعای امام حسین در عرفه، و دعاهائی که مخصوص ما است. در میان دیگران، این مقدار دعای خوش‌لفظِ خوش‌معنای خوش‌مضمون وجود ندارد؛ این هم از اختصاصاتِ امتیازاتی است که بحمداللّه پیروان اهل‌بیت از آن برخوردارند. اینها همه‌اش عقل و عاطفه را درآمیخته‌ی با یکدیگر در طول تاریخ و در عمق ذهن بشر و عواطف انسان جاری میکند.

 بنابراین شأن مداح این است؛ یعنی برانگیختن عواطف، و به کمک اندیشه و خرد بردنِ این عواطف. شأن مداح و ستایشگر - این حرفه‌ای که امروز در کشور ما  بحمداللّه بوفور وجود دارد - این است که بتواند با بیان هنری، با شیوه‌ی هنری، با اجرای هنری، معرفت را در بین مردم گسترش دهد. این شد محور اصلی. شعری که انتخاب میکنید، لحنی که انتخاب میکنید، شیوه‌ای که در آن با مردم حرف میزنید، در این جهت قرار بگیرد؛ در جهت افزایش معرفت و عمق بخشیدن به هدایت مردم و دانائیهای آنها از دین و از راه زندگی؛ این کاری است که جامعه‌ی مداح به بهترین وجهی میتواند انجام دهد.

 بارها عرض کرده‌ایم و این یک حقیقتی است که وقتی شما یک قصیده را یا یک غزل را که حامل معارف است، در یک مجلسی میخوانید، گاهی از ساعتها سخن گفتن فصیح و بلیغِ یک گوینده تأثیرش بیشتر و عمیق‌تر میشود؛ این یک فرصت است؛ از این فرصت باید استفاده کرد؛ این فرصت را نباید ضایع کرد. شعری که محتوا نداشته باشد، این فرصت را ضایع میکند؛ یا اگر چنانچه در آن یک نکته‌ی ضعیف و احیاناً غلط وجود داشته باشد، این فرصت را ضایع میکند؛ یا اگر چنانچه کیفیت اجرا جوری باشد که مرزهای شرعی را مخدوش کند، این فرصت ضایع شده است؛ یا اگر جوری باشد که نیازهای نقد را که امروز مردم به دانستن آنها احتیاج دارند، ندیده بگیرد، این فرصت ضایع شده است. فرض کنیم در دوران جنگ تحمیلی که کشور نیاز داشت به یک حماسه‌ی پرشورِ عملی و جهاد در میدان، جوانها هم آماده بودند، پدر و مادرها هم آماده بودند، یک نفری برود در مجالس و محافل خود، شعر هم بخواند، خوب هم اجرا کند، منتها اشاره‌ای به این نیاز وقت نکند؛ این ضایع کردن فرصت است. آن روز مداحها نقشهای خیلی خوبی آفریدند. در این جبهه کارهائی که مداحهای ما کردند، اثری که آنها در اعماق جان رزمندگان ما گذاشتند، کم‌نظیر است. من بعضی را اطلاع دارم؛ مداحهای ترکزبان یک جور، مداحهای فارس‌زبان یک جور، همین آقایان مداحهای زنجان که امروز یکی از آنها اینجا خواندند، و جاهای دیگر و جاهای دیگر و از همه جا، و همچنین شعرائی که این مداحها را پشتیبانی میکردند،   آن روز همه به وظیفه‌شان عمل کردند. امروز هم من نگاه میکنم، میبینم در میان این شعرهائی که خوانده شد، به نیازهای نقد توجه شده بود؛ نمونه‌ی کاملش همین شعر آقای سازگار است، که هر سال همین جور است. ایشان در این شعرها و سرودها یک پیوند لطیفِ درستِ هنریای بین عرش و فرش میزند؛ از حریم ملکوت همین طور آرام و با شیوه‌ی هنری حرکت میکند، می‌آید در نیاز امروز، آنجا به این نیاز میرسد. ببینید، این ترکیبِ هنرمندانه است؛ شعر هم خوب است.

 شما از حنجره استفاده میکنید، که نعمت خدا است؛ از لحن و آهنگ استفاده میکنید، که نعمت خدا است؛ از شعر استفاده میکنید، که قریحه‌اش نعمت خدادادِ الهی است. این نعمتها در اختیار شما است؛ اینها را در خدمت چه قرار میدهید؟ در خدمت معرفت‌افزائی. اگر در خدمت اختلاف‌افکنی واقع شد، اگر در خدمت تحریک عصبیتهائی قرار گرفت که امروز به خاطر این عصبیتها، متعصبین لجوج در نقاطی از دنیا بیست تا، سی تا سر میبُرند، این استفاده، استفاده‌ی بدی است؛ این را خیلی مراقب باشید.

 شما اینجا یک شعری بخوانید، امروز هم که ویدئو و اینترنت و وسائل گوناگون انتقال پیام وجود دارد؛ عکس و تفصیلات آن برود در فلان نقطه، چهار تا آدم جاهلِ متعصب را تحریک کند، بیندازد به جان یک مشت زن و بچه‌ی بیگناه، خون اینها را بریزد. مراقب این چیزها باشید. اینکه بنده این همه اصرار میکنم، تأکید میکنم برای اینکه اختلافات مذهبی و طایفه‌ای  را کمرنگ کنید، برای این است. کسی خیال نکند که اگر ما بخواهیم نعمت این عشقی که دلهای مردم ما را بحمداللّه پر کرده و مالامال از محبت اهل‌بیت است، شکرگزاری کنیم و این عواطف را تحریک کنیم، راهش آن است؛ نه، اشتباه است. اختلاف‌افکنی یا تحریک عصبیتهای اختلاف‌افکن، مصلحت نیست؛ نه امروز مصلحت است، نه زمان امام صادق (علیه‌السّلام) مصلحت بود؛ آنها هم جلویش را گرفتند. بعضی از افراد سطحینگر به این مسئله توجه ندارند

 همین طور است اختلافات داخلی و درونی. امروز مردم ما باید امید داشته باشند؛ اگر امید بود، حماسه خواهد بود. اینکه ما عرض کردیم «حماسه» ، حماسه که دستوری نیست، بخشنامه‌ای نیست؛ بخشنامه صادر میکنیم، مردم حماسه ایجاد کنند! مگر میشود چنین چیزی؟ مگر معقول است؟ حماسه از دل میجوشد، حماسه با عقل هدایت میشود، حماسه با ایمان پشتیبانی میشود؛ اینها که دستوری نیست. اگر چنانچه دل از امید خالی شد، فکر از منطق صحیح تهی شد، حماسه به وجود نمی‌آید. ما در ذهنها تردید ایجاد کنیم، در دلها یأس تزریق کنیم، حماسه به وجود می‌آید؟ معلوم است که نه. حماسه‌آفرینی این است: فضای بدبینی به وجود نیاید؛ فضای سوء ظن به وجود نیاید؛ فضای امید، فضای خوشبینی، فضای نگاه به چشم‌اندازها به وجود آید؛ چشم‌اندازهائی که قطعی است، یقینی است، حقیقی است، تلقینی نیست.

 مثلاً در اوائل دهه‌ی ۶۰ - سی سال قبل از این - اگر چنانچه ما میگفتیم آینده چنین و چنان خواهد شد، ممکن بود بعضیها بگویند بله، اینها دارند تلقین میکنند؛ اما امروز که دیگر این حرفها نیست؛ امروز که داریم میبینیم حرکت عمیقِ وسیعِ پیشرونده‌ی انقلاب و کشور را به سوی اهداف؛ هم اهداف مادی، هم اهداف معنوی؛ هم اهداف سیاسی، هم اهداف اجتماعی؛ هم اهداف داخلی، هم اهداف بین‌المللی؛ اینها جلوی چشم ما است؛ مگر کسی میتواند منکر شود؟ آن وقت این چشم‌اندازی را که امروز ما برای خودمان ترسیم میکنیم، کسی بیاید در آن تردیدآفرینی کند، یأس‌آفرینی کند، ناامیدی به وجود بیاورد؛ همچنین در حرکت و جهاد مداوم که نیاز یک کشور و یک امت و یک تاریخ است.

 جهاد مداوم، نیاز همه است. همه‌ی پیشرفتها، همه‌ی تمدن‌سازیها، به برکت مجاهدتِ دائم شده است. مجاهدتِ دائم هم همه‌اش به معنای رنج کشیدن نیست. جهاد، شوق‌آفرین است. جهاد، شادی و نشاط آفرین است. امروز که نیاز به این جهاد داریم، کسی بیاید به تنبلی و کسالت و انزوا و بیکاری و بیکارگی دعوت کند، اینها میشود کفران نعمت الهی؛ «أ لم تر الی الّذین بدّلوا نعمت اللّه کفرا و احلّوا قومهم دار البوار» ؛ (۱) این نباید بشود.

 در بین شما عزیزان بحمداللّه هم پیشکسوتها هستند، هم جوانها هستند، استعدادهای خوبی هم وجود دارد. در میان شما، گلهای پرطراوتِ نورسی من مشاهده میکنم، که توانسته‌اید خوب وسط میدان بیائید و جای خالی گذشتگان را نه فقط پر کنید، بلکه برتر و بهتر از آنها - ما خیلی از گذشتگان را هم دیدیم - حرکت کنید.

 آنچه که من به شما عرض میکنم، این است: مداحی، معرفت‌افزائی است. مداحی، پراکندن معرفت و حکمت و امید و عقیده‌ی راسخ است. مداحی، جوشاندن چشمه‌های عواطف در دلها است؛ با استفاده‌ی از هنر شعر، هنر آواز، هنر اجرا.
 البته یک اصل مسلّمی وجود دارد عزیزان من! مردم از صدای شما خوششان می‌آید، از شعر شما لذت میبرند، از اجرای شما - چه در مدحتان، چه در مصیبتتان - دلهایشان تکان میخورد و اشک میریزند؛ اما به خود شما هم نگاه میکنند. اگر شما از لحاظ اخلاق، از لحاظ تدین، از لحاظ عفت، نمود تحسین‌آوری داشتید، همه‌ی آنچه را که عرض کردیم، به صورت مضاعف در مردم اثر خواهد کرد. اما اگر خدای نکرده بعکس شد؛ مردم نشانه‌ی تزلزل اخلاقی، نشانه‌ی عقب‌ماندگی از لحاظ اخلاق و رفتار و خدای نکرده عفت و این چیزها مشاهده کنند، اثر این هنرها و زیبائیهائی که در کار شما هست، از بین خواهد رفت؛ این را مراقب باشید. همه‌مان باید مراقب باشیم؛ ما عمامه‌ایها بیشتر از دیگران، گویندگان مذهبی بیشتر از دیگران، نامداران عرصه‌ی دین و تقوا بیشتر از دیگران. همه باید مراقب باشیم؛ شما هم همین طور. شما کسانی که در عرصه‌ی دین و معرفت و امور الهی دارید کار میکنید، خیلی باید مراقب باشید؛ مراقب اخلاق، مراقب پاکی زبان، پاکی دامان، پاکی دل، پاکی دست. خدای متعال به شما کمک کند. یک مادح آستان فاطمی (سلام اللّه علیها) وقتی که در یک چنین جایگاهی قرار گرفت، یک انسان برجسته است. یعنی همین جوری که بین ماها فهمیده شده، دانسته شده و اعتقاد پیدا کرده‌ایم، کسانی که در راه مدح ائمه (علیهم‌السّلام) و اظهار ارادت به این بزرگوار و توجه دادن دلها به این بزرگواران هستند، اینها پیش خدای متعال عزیز و محبوبند.

 البته امروز یک نکته‌ای در جلسه‌ی ما وجود داشت که این نکته، نکته‌ی مستحسنی است. من در این سالهای طولانی، خیلی اوقات به برادران مداح که اینجا میخواندند، این اعتراض را میکردم که جلسه‌ی جشن و مولود را تبدیل میکردند به مجلس عزاداری؛ مفصّل روضه خواندند و اشک گرفتند! هر چیزی به جای خودش. به شما میگویند مداح. مداح یعنی چه؟ شاخصه‌ی اصلی شما مداحی است، نه روضه‌خوانی. روضه بخوانید، بنده طرفدار روضه‌خوانیام، خودم هم روضه‌خوانم. اینجور نیست که در مجلس مولودیخوانی ائمه (علیهم‌السّلام) هم حتماً باید یک روضه‌ای خوانده شود، یک دمی داده شود، یک اشکی گرفته شود؛ هیچ لزومی ندارد. بگذارید عواطفی که مردم نسبت به ائمه (علیهم‌السّلام) دارند، در خارج اینجور وانمود نشود که منحصر است در قضیه‌ی گریه و سینه‌زنی و عزاداری؛ نه، عزاداری به جای خود، مدیحه و مولودیخوانی و شادی هم به جای خود؛ اینها را نباید با هم مخلوط کرد.


 و اما نکته‌ی دوم که امروز شایسته است درباره‌اش صحبت شود، مسئله‌ی زن است. یکی از سیئات تمدن مادی، حرکتی است که در مورد زن انجام دادند. ما در این زمینه خیلی حرف داریم. گناه بزرگی که تمدن غرب در مورد جنس زن مرتکب شده است، نه به این زودی قابل پاک شدن است، نه به این زودی قابل جبران شدن است، حتّی نه به‌آسانی قابل بیان کردن است. حالا اسمهای گوناگونی هم میگذارند - مثل همه‌ی کارهایشان - جنایت میکنند، اسمش را حقوق بشر میگذارند! ظلم میکنند، اسمش را طرفداری از ملتها میگذارند! حمله‌ی نظامی میکنند، اسمش را دفاع میگذارند! یکی از طبایع تمدن غربی، فریب است؛ دوروئی، نفاق، دروغگوئی، تناقض در رفتار و گفتار؛ در قضیه‌ی زن هم عیناً همین جور است. آنها متأسفانه فرهنگ رائج خودشان را در کل دنیا گسترش داده‌اند. امروز در دنیا کاری کرده‌اند که یکی از مهمترین وظائف زن - اگر نگوئیم مهمترین وظائف - این است که جلوه‌گری کند، زیبائیهای خودش را در معرض التذاذ مردان قرار دهد؛ این شده خصوصیت حتمی و لازم زن! متأسفانه الان در دنیا اینجور شده. در رسمیترین مجالس - مجالس سیاسی، مجالس گوناگون - مردها باید با شلوار بلند بیایند، باید با لباس پوشیده بیایند، اما زنها هرچه برهنه‌تر و عریانتر بیایند، اشکالی ندارد! این عادی است؟ این طبیعی است؟ این یک حرکت بر طبق طبیعت است؟ آنها این کار را کردند. زن باید خودش را در معرض دید مرد قرار دهد، برای اینکه مایه‌ی التذاذ مرد شود! ظلمی از این بالاتر؟ اسم این را گذاشته‌اند آزادی، اسم نقطه‌ی مقابلش را گذاشته‌اند اسارت! در حالی که احتجاب زن، حجاب قرار دادن زن برای خود، تکریم زن است؛ احترام زن است؛ ایجاد حریم برای زن است. این حریم را شکستند و دارند روزبه‌روز هم بیشتر میشکنند؛ اسمهای گوناگون هم رویش میگذارند. اوّلین یا شاید یکی از اوّلین آثار سوئی که این مسئله گذاشت، ویران کردن خانواده بود؛ بنیان خانواده سست شد. وقتی در یک جامعه‌ای خانواده متزلزل شد و از بین رفت، مفاسد در این جامعه نهادینه میشود.

 مشکلاتی که امروز در غرب وجود دارد، این قانونهای ابلهانه و خباثت‌آمیزی که اینها در زمینه‌ی مسائل جنسی دارند میگذرانند، اینها را به ته درّه دارد حرکت میدهد. این انحطاط، قابل جلوگیری هم نیست؛ اینها محکوم به سقوطند. تمدن غربی چه بخواهد، چه نخواهد، دیگر قادر نیست جلوی این سقوط را بگیرد. ترمز این وسیله بریده است، جاده هم بشدت لغزنده و سراشیب است. اینها گناه کردند آن وقتی که ترمز را بریدند و آمدند خودشان را در لب این پرتگاه قرار دادند؛ لذا محکوم به شکستند.

 زوال تمدنها، مثل سر برآوردن تمدنها، یک امر تدریجی است - یک امر دفعی و فوری نیست - و این تدریج دارد اتفاق میافتد و گمان نمیکنم از چشم این نسل یا نسل بعد از این نسل دور بماند؛ خواهند دید که چه اتفاقی میافتد.

 خدای متعال در قرآن حدود تکریم زن را معین کرده است. زن پیش خدای متعال مثل مرد است. در طی مراتب معنوی و الهی، بین این دو جنس هیچ تفاوتی نیست. آن که این جاده را برایش درست کرده‌اند، انسان است، نه مرد یا زن. خدای متعال در تاریخ زنی مثل فاطمه‌ی زهرا (سلام اللّه علیها) میآفریند که امام عسکری یا امام هادی (علیهما السّلام) - طبق حدیثی که از آنها نقل شده - میفرمایند: «نحن حجج اللّه علی خلقه و فاطمة حجّة اللّه علینا». فاطمه‌ی زهرا (سلام اللّه علیها) حجتِ حجت خدا است، امام ائمه است؛ شخصیت، دیگر از این بالاتر؟ آن حضرت دارای مقام عصمت است. یک چنین انسانی، زن است. زنان بزرگ عالم: مریم، سارا، آسیه و دیگران و دیگران - بزرگانی که بودند - برجسته‌های عالم خلقتند. در این جاده‌ی تکامل و تعالی، آن که حرکت میکند، انسان است. در حقوق اجتماعی، فرقی بین زن و مرد نیست. در حقوق شخصی و فردی، بین زن و مرد تفاوتی وجود ندارد. در چند مسئله‌ی اختصاصىِ شخصی امتیازاتی به زن داده شده است، در چند مسئله امتیازاتی به مرد داده شده؛ آن هم بر اساس اقتضای طبیعت زن و مرد؛ این اسلام است؛ متین‌ترین، منطقیترین، عملیترین قوانین و حدود و مرزهائی که ممکن است انسان در زمینه‌ی مسئله‌ی جنسیت فرض کند. باید دنبال این راه رفت؛ یکی از اساسی‌ترینش تشکیل خانواده است، یکی از اساسی‌ترینش اهتمام به حفظ محیط خانواده و انس خانوادگی است؛ که این به عهده‌ی کدبانوی خانه است.

 مادر میتواند فرزندان را به بهترین وجهی تربیت کند. تربیت فرزند به وسیله‌ی مادر، مثل تربیت در کلاس درس نیست؛ با رفتار است، با گفتار است، با عاطفه است، با نوازش است، با لالائی خواندن است؛ با زندگی کردن است. مادران با زندگی کردن، فرزند تربیت میکنند. هرچه زن صالح‌تر، عاقل‌تر و هوشمندتر باشد، این تربیت بهتر خواهد شد. بنابراین برای بالا رفتن سطح ایمان، سطح سواد، سطح هوش بانوان، در کشور باید برنامه‌ریزی شود.

 یکی از مهمترین وظائف زن، خانه‌داری است. همه میدانند؛ بنده عقیده ندارم به این که زنها نباید در مشاغل اجتماعی و سیاسی کار کنند؛ نه، اشکالی ندارد؛ اما اگر چنانچه این به معنای این باشد که ما به خانه‌داری به چشم حقارت نگاه کنیم، این میشود گناه. خانه‌داری یک شغل است؛ شغل بزرگ، شغل مهم، شغل حساس، شغل آینده‌ساز. فرزندآوری یک مجاهدت بزرگ است. ما با خطاهائی که داشتیم، با عدم دقتهائی که از ماها سر زده، یک برهه‌ای در کشور ما متأسفانه این مسئله مورد غفلت قرار گرفت و ما امروز خطراتش را داریم میبینیم؛ که من بارها این را به مردم عرض کرده‌ام: پیر شدن کشور، کم شدن نسل جوان در چندین سال بعد، از همان چیزهائی است که اثرش بعداً ظاهر خواهد شد؛ وقتی هم اثرش ظاهر شد، آن روز دیگر قابل علاج نیست؛ اما امروز چرا، امروز قابل علاج است.

 فرزندآوری یکی از مهمترین مجاهدتهای زنان و وظائف زنان است؛ چون فرزندآوری در حقیقت هنر زن است؛ اوست که زحماتش را تحمل میکند، اوست که رنجهایش را می‌برد، اوست که خدای متعال ابزار پرورش فرزند را به او داده است. خدای متعال ابزار پرورش فرزند را به مردها نداده، در اختیار بانوان قرار داده؛ صبرش را به آنها داده، عاطفه‌اش را به آنها داده، احساساتش را به آنها داده، اندامهای جسمانیاش را به آنها داده؛ در واقع این هنر زنها است. اگر چنانچه ما اینها را در جامعه به دست فراموشی نسپریم، آن وقت پیشرفت خواهیم کرد.

 احترام زن و تکریم زن، یک مسئله است - که این حتماً باید مورد توجه و عنایت خاص باشد - رفتارهای زنان در محیط خانوادگی، در محیط کسب و کار، در محیط سیاست، در محیط اجتماعی، یک مسئله است؛ رفتار با زنان هم یک مسئله است. رفتار با زنان، ناظر به مردان است؛ چه مردان خانواده - مثل پدران، برادران و همسران - چه مردانی که در محیطهای کار برخورد میکنند. رفتار با زن باید احترام‌آمیز، محبت‌آمیز، همراه با نجابت و همراه با عفت باشد. بنابراین، هم تکریم زن، هم وظیفه‌ی زن، هم وظیفه‌ی نسبت به زن، جداگانه باید مورد توجه و برنامه‌ریزی قرار بگیرد.

 روز زن و روز مادر که خوشبختانه در نظام جمهوری اسلامی انطباق پیدا کرده است با روز ولادت برگزیده‌ی خلقت، حضرت فاطمه‌ی زهرا (سلام اللّه علیها)، باید همه را توجه دهد به این نکات. اگر ما توانستیم در زمینه‌ی زن و خانواده و مادر و همسر، درست فکر کنیم، درست تصمیم بگیریم و درست عمل کنیم، بدانید که آینده‌ی این کشور تضمین شده است.

 خداوند ان‌شاءاللّه به همه‌ی شما خیر بدهد، به همه‌ی شما برکت بدهد؛ به حنجره‌ی شما، به سینه‌ی شما برکت بدهد.

والسّلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته‌
 
۱) ابراهیم: ۲۸
منبع: وب سایت رهبری https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=22443

برخی باورهای قدیمی روستای برج محمد و ورزگ

  • ۲۱۹

درس مبانی آموزش مطالعات اجتماعی
استاد: استاد حقیقی
دانشجو: زهرا شبانی
رشته: آموزش ابتدایی
پردیس: امام سجاد)ع(/ مرکز بنت الهدی صدر فردوس
1400/8/30 :تاریخ
موضوع: یک پدیده اجتماعی 

برخی باورهای قدیمی روستای برج محمد
روستا: برج محمد مادر: رقیه نیکوروش. 48 ساله
1 .قُرت : پالتوی مردانه بلندی که از جنس پنبه است
۲ .چهارشنبه ها از خانه خود بیرون نمی رفتند و اعتقاد داشته اند اگر بیرون بروند اتفاق 
ناخوشایندی خواهد افتاد.
۳ .اگر کسی در آینه شکسته شده نگاه کند بختش بسته میشود و آن را خوب نمی دانستند.
4 .بعد از مراسم عقد عروس پای داماد را لگد می کند.
5 .اینکه فنجان یا لیوانی از دست کسی بیفتد و بشکند را خوش یمن میدانند.
6.اگر فرزندان کسی دوقلو باشند و یکی دختر و یکی پسر باشد تا چهل روز به خانه او نمی روند.
7 .وقتی که عروس را به خانه خودش می برند مادر عروس همراه عروس نباید برود.
8 .در روز ۲7 ماه رمضان نان می پخته اند و چندتا از نان هارا نگه می دارند تا با گوشت عید قربان 
بخورند.
9 .رسم بوده است که هر سال فقط روز عید نوروز برنج بپزند.
10 .در روز عید قربان دست های خود را داخل خون های قربانی عید می زدند تا انگشت هایشان 
سالم بماند.
11 .اگر کالغی باالی بام خانه کسی غار غار کند مقتقدند که خبر بدی خواهند شنید یا کسی 
فوت خواهد کرد.
1۲ .زمانی که برای عروس نشان می بردند عروس حق نداشته که تا زمانی که عقد نکرده اند با 
داماد جایی برود.
 
روستا:ورزگ زن عمو: سکینه برات نژاد. ۳۳ ساله
1.شنبه و چهارشنبه به عیادت بیمار نمیروند.
۲.در هنکام گل های زعفران رسم داشتند که هر شب به خانه یک نفر بروند.
۳ .در ماه مبارک رمضان دوره قرآن می گرفتند و سوره فتح که به هر کس می افتاد باید به بقیه 
حنا میداد و سوره توحید که به هر کس می افتاد آش می پخت و سوره الرحمن به هر کس می 
افتاد باید شیرینی میداد.
4 .فقط برای فرزند اول مادر عروس باید سیسمونی تهیه کند
 

برخی از هویت های آئینی روستای روم

  • ۲۲۴

به نام خداوند مهربان

موضوع:بررسی یک پدیده اجتماعی از محل زندگی

نام:فاطمه زارع پور

استاد مربوطه:جناب آقای حقیقی

رشته:آموزش ابتدائی

تاریخ: 27/8/1400


سال تحصیلی1401-1400

برخی از هویت های آئینی روستای روم
مراسم عروسی:زمانی که دختر و پسر یکدیگر را می پسندند؛ از طرف خانواده پسر یک واسطه به خواستگاری دختر می رود.پس از قبول کردن خانواده دختر صورت مهریه تنظیم می شود و پس از توافق طرفین در شبی که قول عقد می دهند همه اقوام و خویشان به صرف شربت و شیرینی دعوت می کنند.وابستگان درجه یک خانواده دختر و پسر هدایایی را تقدیم عروس و داماد می کنند.هنگامی که خطبه عقد خوانده می شود پارچه سفید رنگی بر سر عروس و داماد میگیرند و یک نفر از خویشاوندان عروس از شروع تا پایان خطبه عقد آن را با نخ و سوزن میدوزد به امید آنکه خانواده داماد عروس را با زبانشان اذیت نکنند. یک نفر نیز بالای سر عروس و داماد قند می سابد . تکه قند های رو پارچه را دختران دم بخت میخورند تا بختشان به خوشی باز شود.هنگام خواندن خطبه عقد برای داماد زیر پای او بالشی قرار میدهند و پس از پایان خطبه داماد آن را بر سر پسر جوانی که آنجا نشسته است میزند تا بختش باز شود و خوشبخت گردد.
مراسم جهازبرون: صبح روز عروسی جهیزیه عروس را روی سینی های بزرگ قرار می دهند.کسانی که قرار است در بردن جهیزیه کمک کنند در خانه پدر عروس جمع می شوند و هریک ،یک سینی را بر میدارد و آن را روی سر میگذارد و تا خانه عروس حمل می کنند.وقتی سینی به خانه برده و روی زمین قرار داده شد یک پارچه رنگی پر از شکلات و آجیل به او می دهند و بدین وسیله از او تشکر می کنند.همچنین یک انار و یک تخم مرغ بر سر در ورودی خانه عروس می زنند: انار یک میوه بهشتی است و باعث افزایش روزی در زندگیشان می شود و تخم مرغ برای دفع بلا و دوری از چشم نظر زده میشود.
آش بی بی سکینه: در سه شنبه شب دو نفر خانم به صورت ناشناس به خانه 7نفر که در آن خانه ها فردی به نام فاطمه وجود داشته باشد میروند.این دونفر الکی که روی آن با پارچه مشکی پوشانده شده است به دست میگیرند و آن را پشت درب خانه میگذارند و در میزنند.صاحب خانه باید کاسه ای آرد روی الک قرار دهد.وقتی آرد ها را از7خانه جمع کردند آن را در تنور خاکی تا صبح قرار میدهند.فردا صبح آردهای متبرک را تبدیل به خمیر کرده و از آن رشته آش درست می کنند.دیگ آش میان مردم به منزله تبرک پخش می شود.
ضرب المثل و کنایه:
 زعفران نخورده دهانش زرد است  :                 ضرب المثل 
موش در اینجا با عصا را میرود      :                 کنایه از احتیاط زیاد

برخی از اعتقادات مردم روستا:
1.وقتی نوزادی در خانه نافش می افتد آن را در لا به لای آجر های کنار در ورودی خانه قرار میدهند چون معتقدند که خوش اقبال خواهد شد.
2.مردم وقتی خرمن گندم را پاک می کردند مقداری را به بچه ها می دادند تا از آن برای خود خوراکی تهیه کنند و از آن به عنوان سر خرمنی یاد میشود.
3.مردم روستا در 13ماه صفر و چند روز قبل از آن به سفر ،خرید جهیزیه و عروسی و ...نمی پردازند چون معتقدند خوش یمن نیست.

منبع:حسین زارع پور،44ساله،محل سکونت:قاین
 

سفره صلوات

  • ۱۹۵

رای ادای نذر راه های گوناگونی وجود دارد که میشود انجام داد ولی خیلی از افراد دوست دارند سفره های مذهبی برای ادای نذر و یا حاجت خود بر پا کنند.

از این سفره ها به دو مورد از سفره ها که اولی معروف تر و دومی کمی ناشناخته تر است میپردازیم.

سفره صلوات

وقتی شخصی حاجتی دارد نذر می‌کند که اگر حاجتش برآورده شد به نیت ۱۴ معصوم سفره صلوات بیاندازد.

در طی این سفر چهارده هزار صلوات برای چهارده معصوم خوانده می‌شود.

زمان مناسب برای انداختن ان سفره شب جمعه یا روز جمعه است.

در ابتدا یک سفره پلاستیکی را پهن کرده و بر روی آن یک پرچم یا پارچه ای که اسماء چهارده معصوم را داشته باشد می‌اندازند معمولا ابن سفره ها بسیار زیبا هستند و دست دوز یا ماشینی با نخ های زیبا و با خطی خوش تهیه میشوند.

بعد از آن ۱۴۰ تسبیح در سبدهای مجزا کوچک گذاشته می شود در هر سبد ده تسبیح است.

همه اجزای این سفره به رنگ سبز است.

یک پارچ را پر از آب کرده و بر سر سفره می‌گذارند که بعد از اتمام سفره این آب را به نیت شفا بین اعضا پخش می‌کنند تا بنوشند.

یک ظرف را پر از شکلات و یا شیرینی کرده و در وسط سفره می گذارند.

در آخر روی همه این خوراکی ها پارچه سبز می کشند.

۵ عدد شمع به نیت ۵ تن در ظرفی چیده شده و آن هم در سفره قرار داده می شود.

بعد از آن نفرات شروع به فرستادن صلوات ها می کنند و هر تسبیه که فرستاده شد را در دسته های پارچه ای ده تایی در سبد ها برمی‌گردانند.

در حین صلوات فرستادن اعضا یک نفر شروع به خواندن دعا می کند؛ دعاهایی مانند زیارت عاشورا و حدیث کسا و زیارت آل یاسین دعای توسل و دعای مشکل گشای حضرت علی علیه السلام ‌را میخوانند.

در حین خواندن دعاها بانی سفره، شمع‌های سر سفره را روشن می‌کند این شمع ها در حین انجام مراحل سفره صلوات می سوزد و گاهی اوقات دیده شده که شمعی به مدت بسیار طولانی روشن می ماند و وقتی که خاموش می شود هیچ اثری از آن نیست به جز نخ پایانی شمع که به این معنی است که فرشته ها آن را برده اند و حاجت آن شخص برآورده می شود.

در حال فرستادن صلوات ها کاغذهایی که اسامی چهارده معصوم بر روی آنها به این صورت که به عنوان مثال یا مهدی ادرکنی و یا یا علی علیه السلام ادرکنی نوشته شده بین افرادی که صلوات می فرستند پخش می شود تا موقع اتمام صلوات ها هر کدام این ذکرمربوط به خود را به تعداد ۱۰۰ مرتبه بفرستد؛ در این باره هم گفته می‌شود که اگر شخصی کاغذ یا مهدی ادرکنی به او افتاد حاجت روا میشود.

وقتی که صلوات ها فرستاده شد و دعاها خوانده شد دستمال های سبز را از روی خوراکی های سفره کنار می‌زنند و این خوراکی ها را که متبرک شده است بین اعضا تقسیم می‌کنند.

در حاجت‌روا کردن این سفره قصه های بسیاری وجود دارد برای همین حتی بیش از ۲ یا ۳ سفره هم برای یک حاجت و خواسته نذر میکنند.

سفره حضرت فاطمه(سلام الله علیها)

به گفته مردم این سفره یکی از سخت‌ترین سفره هایی است که برای حاجت روایی وجود دارد چرا که اعمال طولانی مدت و زیادی در این سفر انجام می‌شود ولی آثار و معجزات زیبا و زیادی دارد.

این سفره به این صورت است که در شب سه شنبه انداخته می شود.

در این سفره فقط خانم ها و دخترها باید حاضر باشند و هیچ مردی از جمله پسربچه یا حتی بچه داخل شکم مادر که پسر باشد و یا مرد و پسری که در طبقه پایین ساختمانی باشد هم نباید وجود داشته باشد.

این سفره از ساعت ۹ شب تا اذان صبح به طول می‌انجامد.

اعمال این سفره شامل دعاهای مختلف مانند [حدیث کسا] که جزء اصلی این سفره است و زیارت عاشورا و دعای توسل و نماز حضرت فاطمه است.

همچنین در این سفره نماز شب خوانده می‌شود که با کیفیت و طولانی است و سجده های طولانی هم دارد.

تعداد نفراتی که در این سفره شرکت می‌کنند مهم نیست ولی باید از ساعت ۹ شب تا اذان صبح در حال عبادت و دعا و روضه باشند.

سر سفره حضرت فاطمه خوراکی‌هایی مانند نان و پنیر و سبزی و حلوا و شکلات و …گذاشته می شود که روی آنها دستمال میکشد.

هر شخصی که قرار است در این سفره شرکت بکند از قبل برای خود شمعی مخصوص می آورد و آن را سر سفره می‌گذارند؛ هر شمع را نشانه گذاری می کنند تا بدانند که کدام شمع مال چه کسی است.

هنگامی که صبح شد و دعاها و اعمال سفره تمام شد نزدیک به صبح گفته می‌شود که نور از در اتاق وارد شده و گرد می‌چرخد

گفته این نور را اشخاص که پرهیزکار تر باشند میبینند و شخصی که از او مصاحبه شد خود این نور را دیده است که سبز بوده.

این نور تعدادی از شمع هایی که در سفره قرار دارد را با خود می برد و در سفره هم توسط او نشانه گذاری می شود که گفته می‌شود آن نور نور حضرت فاطمه است

حاجت کسی که شمعش برده شده باشد برآورده می‌شود همچنین وقتی نشانه را در سفره ببینند یعنی سفره مورد قبول حضرت فاطمه قرار گرفته است.

هنگامی که صبح شد و نماز را خواندند نان و پنیر و سبزی به همراه چای به عنوان صبحانه می‌خورند و حلوا و مشکلاتی که در سفره قرار دارد بین اعضا تقسیم می‌شود.

گردآوردندهمرضیه قلی‌پور

منبعمصاحبه با خانم‌های شرکت‌کننده در این مراسمات توسط خودم

تاریخ ارائه۱۴۰۰/۷/۲۵

نذر حضرت جرجیس

  • ۲۲۶

یکی از رسوم روستای ازبکوه مربوط به علاقه و باور زیاد آنها به جرجیس پیامبر است.به طوری که اگر کوچک ترین مشکل و بیماری برای آنها پیش آید سریع یک گوسفند(که ناگفته نماند شغل 90 درصد همه آنها دامداری است) را نذر آن پیامبر می کنند و زمانی که مشکلشان حل شد و بیماری برطرف شد، کل مردم روستا را دعوت می کنند.و در زماتن های قدیم که مردم ماشین نداشتند همان صاحب گوسفند نذری یک اتوبوس کرایه می کرد و تمام مردم روستا را با اتوبوس به زیارت و به صرف نذری با خود می برد.

(ارسالی توسط دانشجو:فاطمه ایلخانی مهرماه۱۴۰۰)