سبک زندگی Lifes Style

آداب و رسوم عامیانه از گذشته تا امروز

مراسم ازدواج در روستای سیاه خونیک نهبندان

  • ۲۲۹

بسم الله الرحمن الرحیم

نحوه برگزاری مراسم ازدواج در شهرستان نهبندان
روستای سیاه خونیک

خواستگاری
    • در روستای سیاه خونیک اگر در یک طایفه دختر و پسری در یک تاریخ به دنیا بیایند در صورت علاقه خانواد ه هایشان از همان لحظه تولد دختر ناف بریده پسر می شود و هنگامی که بزرگ شدند با هم ازدواج می کنند.
    • در موقع خواستگاری رفتن این موضوع بر عهده یک یا چند ریش سفید و بزرگتر است که به صورت محرمانه به خانه عروس می روند و از رضایت خانواده عروس با خبر می شوند و هنگامی که اطمینان پیدا کردند مراسم خواستگاری به صورت رسمی برگزار می شود.و اقوام عروس و داماد را از این خواستگاری و رضایت دادن خانواده عروس  باخبر می کنند 

نامزدی
    • مراسم خواستگاری و نامزدی معمولا شب ها برگزار می شود، در شب نامزدی خانواده پسر با  مقداری شیرینی، یک دست لباس و یک جفت کفش و یک انگشتر به عنوان پشت حلقه یا نشون و مقداری لوازم خوراکی به خانه  عروس می روند.
    • روی لباس عروس چند شاخه نبات می گذارند به امید اینکه زندگی شیرینی را شروع کنند؛خانواده پسر حلقه نامزدی می گیرند و در شب نامزدی آن را به دست عروس می کنند.پس از برگزاری مراسم نامزدی پسر حق دارد گاهی اوقات به خانه ی دختر برود و در برخی امورات به خانواده ی دختر کمک کند.
در این مجلس بزرگان خانواده عروس از قبیل پدر بزرگ و مادر برزرگ و عمو و دایی وخاله و عموی عروس خانم حضور دارند .

مراسم عقد
    • چند روز مانده به عقد، زنان درجه یک از طرف خانواده داماد و عروس برای خرید راهی بازار می شوند، از طرف خانواده داماد پارچه و لباس برای عروس خریده می شود و از طرف خانواده عروس نیز برای داماد پیراهن و شلوار و کفش خریداری می شود علاوه بر آن برای اعضای خانواده عروس و داماد نیز هدایایی خریداری می شود.
    • معمولا میزان مهریه همان زمانی که فرد برای کدخدایی می رود تعیین می شود و برای شب برگزاری مراسم عقد میزان مهریه مشخص شده است.
    • برای مراسم عقد بزرگان فامیل دعوت می شود و مراسم باشکوهی در این خصوص برگزار می شود و مقدار مهریه که از قبل تعیین شده بود به ثبت می رسد.
    • سفره عقد پهن می شود که در آن قرآن، شمعدان، دو کله قند، ظرف عسل، شیرینی، اسپند و کندر چیده می شود.
    • عروس و داماد در روز عقد در دو اتاق جدا هستند ؛هنگام خواندن صیغه عقد پارچه ی سفیدی بالای سر عروس و داماد گرفته شده و یکی از زنان نیز دو کله قند کوچک را به هم می ساید؛بعد از امضای موارد ثبت شده در عقدنامه توسط داماد روحانی به مجلس بانوان می رود و برای عروس صیغه ی عقد می خواند و بعد از گرفتن بله دفتر ازدواج را به عروس داده تا امضا نماید.بعد از این داماد به مجلس بانوان آمده و در کنار عروس می نشیند و آغاز مراسم زندگی خود را جشن می گیرند.

صلاح بینو
در این سنت از طرف خانواده ی داماد ریش سفیدان آنها به خانه ی عروس میروند تا از آنها برای برگزاری مراسم عروسی اجازه بگیرند و زمان را برای خرید عروسی ومراسم حنابندان و عروسی را مشخص کنند اگر خانواده ی عروس آمادگی لازم برای برگزاری عروسی را داشته باشند 
اجازه ی برگزاری مراسم عروسی را به آنها می دهند.در بیشتر مواقع عروسی در تابستان برگزار می شود زیرا بیشتر اقوام عروس و داماد ساکن شهر هستند.

کش و سفره برون
    •  در ظهر روز حنابندان این مراسم را خانم ها انجام می دهند.در این مراسم خانواده ی داماد لباس و هدایایی که برای عروس خانم خریده اند را به خانه ی عروس می برند و در آنجا زنان جمع می شوند وبه آنها نشان می دهند همچنین خانواده ی عروس هم لباس و هدایایی را که برای داماد خریده اند را به خانه ی داماد می برند و به افرادی که آمده اند نشان می دهند.

حنابندان
    • در این مراسم ،عروس  و خانواده ی عروس در خانه ی پدر عروس و داماد و خانواده اش هم در خانه ی پدر داماد هستند.
    •  بعد از حنا بستن داماد،چند خانم از طرف خانواده ی داماد یک سینی حنای تزیین شده به خانه ی عروس میبرند و با خوانندن شعر های محلی از خانواده ی عروس اجازه میگیرند تا وارد خانه شوند و  بعد از آن عروس خانم را حنا می بندند.

    •  اصلاح موی داماد(سرتراشک)

    • این مراسم  بعد از ظهر روز عرسی برگزار می شود که در این مراسم داماد را یکی از مردان موهای سر و سبیلش را کوتاه می کند و بقیه افراد شعر محلی مربوط به این سنت را می خوانند.در این مراسم مردم را با شکلات و شیرینی پذیرایی می کنند.و بعد داماد به حمام می رود و لباس دامادی اش را می پوشد.داماد را بعد از حمام به سمت خانه ی عروس می برند و در جلوی در خانه ی عروس یک عدد تشک و بالشت به همراه آینه و شمعدان و سرمه گذاشته اند که چشمان داماد را سرمه می کشند و بعد از آن داماد را پیش عروس می برند و هدایای خانواده های عروس و داماد را نشان می دهند . بعد از آن داماد دوباره به مجلس مردان می رود.

مراسم عروسی
    • در این روز  اگر عروس از روستای دیگری باشد تا اذان ظهر عروس در روستای خودش است و  بعد آن داماد به همراه اقوام خود آن را به روستای خود می برد و مراسم در روستای داماد ادامه پیدا می کند و همچنین عروس در خانه ی یکی از اقوام خودش در روستای داماد است که مراسم زنان در آن خانه برگزار می شود.مراسم تا شب ادامه دارد.

عروس کشان
    • در این مراسم داماد به همراه اقوام و بزرگان محل به درب منزل پدر عروس رفته و تا پدر داماد به عروس خانم هدیه ای ندهد به آنها اجازه نمی دهند تا عروس را با خودشان ببرند؛ بعد از خداحافظی عروس با خانــواده و اقوام خود داماد دست عروس خانم را گرفته و به همراه اهالی به سمت خانه داماد روانه می شوند ، و به داماد یک فانوس می دهند تا پیاده عروس خانم را به خانه ببرد ؛وقتی عروس و داماد جلوی درب منزل خود رسیدند ؛به هر کدامشان یک عدد تخم مرغ می دهند تا به بالای در خانه بزنند ؛فامیل و اقوام هدایای خود را به داماد و عروس می دهند و در پایان هم گوسفندی را به میمنتی و مبارکی ازدواج داماد و عروس ذبح میکنند و بعد از آن عروس و داماد روانه خانه خود می شوند؛ جلوی درب ورودی حال عروس خانم از آقا داماد قول یک مسافرت را می گیرد که معمولاً بعد از چند وقت داماد به قول خود وفا می کند و به محلی که قول داده می روند .

شاه گردی
    • در این مراسم روز بعد از عروسی داماد به تنهایی به خانه ی هریک از اقوام خود می رود و هریک از اقوام آن به او چیز هایی از جمله تخم مرغ محلی ،شیر،شکلات،بسته ی چای و .. می دهند.

پاتختی
    • یکی دیگر از مراسمات این روستا مراسم پاتختی است این مراسم روز بعد از عروسی برگزار می شود به این صورت کــــه جهیزیه عروس خانم را با چند ماشین به خانه داماد برده می شود و بعد از ظهر همان روز اقوام داماد جهیزیه عروس را مــــــی چینند و شب مراسم پاتختی می گیرند در این مراسم اقوام عروس و داماد هدایایی به رسم یادبود به آنها تقدیم می کنند و آغاز شروع زندگی نو را به آنها تبریک می گویند .

منبع:مطالب این پاور از گفت و گو با آقای علی جعفری نوشته شده است.

نام درس :آموزش مطالعات اجتماعی
استاد مربوطه:استاد حقیقی
تهیه کننده:مهسا جعفری

آداب و رسوم ازدواج در شهر دیهوک

  • ۲۲۸

بسم الله الرحمن الرحیم

" آداب  و رسوم ازدواج در شهر دیهوک "

در گذشته ازدواج و تشکیل خانواده در دیهوک و اطراف آن رسوم و آداب خاصی داشت که هنوز هم برخی از آنها رواج دارد.
مراسم ازدواج در سه مرحله انجام می شد که عبارت اند از نامزدی ، عقد و عروسی .
برخی از خانواده‌ها از همان سالهای نخستین کودکی دختران و پسران را به نام هم می کردند البته این وضعیت در میان خویشاوندان نزدیک معمول بود یعنی بی آنکه آن دو را رسما نامزد کنند ،  چنان وانمود می‌کردند که آنان در آینده با هم ازدواج خواهند نمود و بسیار اتفاق می افتاد که این امر واقعیت می یافت و پیوستگی خانواده استوار تر می شد.
گاهی همین ازدواج محقق نمی شد و حتی منجر به ایجاد کینه و کدورت در بین خانواده‌ها می شد.

هنگامی که پسری به مرحله ازدواج می رسید پدر و مادرش به فکر دامادی او می افتادند و با مشورت با بزرگان خانواده و افراد مورد وثوق خود دختری متناسب پسرشان در نظر می‌گرفتند.
پس از آن چند نفر بزرگتر به خانه دختر می رفتند و موضوع را با مادر دختر در میان می‌گذاشتند مادر دختر اجازه می خواست که این مسئله مهم را به پدر دختر اطلاع دهد تا پدر دختر تصمیم نهایی را بگیرد و یا اینکه در پاسخ آن بانوی واسطه (شخصی که قاصد بر خواستگاری برای خانواده عروس است ) می گفتند اجازه بدهید تا استخاره کنیم .
پس از آن پیغام می‌دادند که استخاره راه داده یا نداده است.
اگر جواب شان مثبت بود و یا استخاره راه می داد یک گوسفند را قربانی کرده و یک سینی گوشت ، یک سینی قند ، یک سینی صابون و حنا و یک سینی که لباس در آن بود برای خانه عروس می برند.

این مراسم مخصوص شب اول خواستگاری بود .
در شب دوم رسمی به نام کندگی وجود داشت که شرح آن به این قرار بود که روز بعد از خواستگاری به بیابانهای اطراف رفته ، هیزم و کنده جمع می‌کردند و برای خانواده عروس می بردند به عبارتی کنده ها را درب خانه عروس می‌انداختند.
این هیزم ها بیشتر شامل چوب درختان گز و طاق بود.

در شب سوم خانواده عروس، خانواده داماد را برای صرف شام و شب نشینی دعوت می کردند .
مدت زمان بین خواستگاری ، عقد و عروسی را عموماً به نام (د نووم و گفت هم بودن ) یعنی عروس و داماد  به نام یکدیگر هستند نامیده می شود.
اصطلاح لفظی که برای خواستگاری در دیهوک به کار می رفته است را طلبو  می نامیدند.

بعد از صحبتهای ابتدایی ، محور صحبت ها درباره مهریه و جهیزیه است .
بر خلاف رسم های امروزی که طلا و سکه برای مهریه رایج است ، از  مس به عنوان یکی از اقلامی که باید در مهریه لحاظ شود نام برده می‌شود .
برای مثال، دیگ و قابلمه و ظروف مسی را در مهریه لحاظ می‌کردند.
از چیزهای دیگری که در مهریه مرسوم بود می‌توان زمین کشاورزی، آب قنات ،منزل مسکونی، لباس ابریشم و ... را نام برد .
در مورد جهیزیه هم باید به این نکته اشاره کرد که برخلاف جهیزیه های سنگین امروزی که بر عهده خانواده‌ها است ، در دیهوک قدیم این گونه نبود.

جهیزیه شامل لحاف، تشک، پشتی، بالشت، یک سماور ، دو سه عدد استکان و سایر لوازم ضروری زندگی آن زمان بوده است .
این اقلام جهیزیه عموم مردم بوده و خانواده‌هایی که استطاعت مالی داشتند به این اقلام ، قالی و یکسری وسایل دیگر اضافه می‌کردند .

داشتن خانه بر عهده داماد بود و از آنجایی که مصالح خانه ها ، از گل بوده ، تهیه و ساخت خانه مخارج سنگینی برای داماد و خانواده او نداشت .

البته به مرور زمان جهیزیه هایی که خانواده ها به فرزندان خود می دادند بیشتر شده تا به دوره کنونی رسیده و پر زرق و برق شده است.

بعد از این مراحل نوبت به مراسم حنابندان می‌رسد برای این مراسم دو نفر یکی از اقوام عروس و یکی از اقوام داماد به درب خانه ها مراجعه کرده و آنها را برای مراسم حنابندان دعوت می‌کردند .
برای برگزاری این مراسم حنایی را که از قبل آماده کرده اند برای دست و پای عروس و داماد استفاده می کردند.

در دیهوک قدیم برخلاف رسوم امروزی که عروس و داماد به آرایشگاه های تخصصی می روند، رسم بر این بود که سر خود را حنا می کردند و تنها آرایش موجود نیز همین حناکردن سر داماد و عروس بود.

در روز عروسی نیز قاصد ، مردم را به سرحمام دعوت می‌کرد ؛ یعنی عروس به همراه اطرافیان با ساز و دهل به سمت حمام روانه می شد و در بین راه به کسانی که در مشایعت عروس همراهی داشته‌اند ، حنا توزیع می شد.
در هنگام ظهر که عروس از حمام بر می‌گشت، یک تشک کوچک پهن کرده و عروس و داماد در کنار هم روی آن نشسته و جماعت به ساز و رقص مشغول می شدند.

پوشش عروس در این مراسم چادر سفید است .
در شب عروسی هم رسم بود که برای اهالی ده برنج طبخ می کردند و عموماً برنج خالی بوده است و یا رشته نیز به آن اضافه می کردند و در داخل بشقاب ریخته و تکه ای نان برای اینکه غذا دیرتر سرد شود ، بر روی آن می گذاشتند و به درب منازل اهالی می‌بردند.
گاه این مراسم ها تا هفت روز ادامه داشت.


منبع : کتاب دلوک
نویسنده: قاسم رئوفی و الهام رضوانی مقدم

درس : آموزش مطالعات اجتماعی
موضوع: پدیده اجتماعی ازدواج در شهر دیهوک
استاد : استاد حقیقی
دانشجو : فاطمه غریب

شَیا

  • ۲۲۱

در گذشته معمولاً یک هفته یا بیشتر مانده به مراسم عروسی یا ختنه سوری یک نفر از طرف خانواده عروس و یک نفر از طرف خانواده داماد با دستمالی از شیرینی به تک تک خانه های روستا مراجعه کرده و ضمن تعارف شیرینی آنان را از مراسم مطلع می کردند . البته افرادی که کام خود را با شیرینی خبر کننده شیرین می کردند معمولاً مقداری شیرینی روی شیرینی های او  می ریختند .
در مراسم عروسی معمولا در شب حنابندان اقوام نزدیک به شام دعوتند و بقیه اهالی هم بعد از صرف شام در منزل خودشان جهت شرکت در مراسم در مجلس حاضر می شوند.
ظهر روز بعد و شب آن همه اهالی دعوت می شدند و برای دعوت هم هر وعده شخص یا اشخاصی از طرف خانواده عروس و داماد به تک تک خانه ها مراجعه و آن ها را به ناهار یا شام دعوت می کردند.
این شیوه دعوت امروز نیز وجود دارد البته برای کسانی که ساکن روستا نیستند کارت دعوت ارسال می شود

منبع :‌وب سایت شخصی ابراهیم حقیقی haghighie.ir

هیزمی

  • ۲۲۳

چند روز مانده به مراسم اعلام می شد که قرار است فردا برای آوردن هیزم به صحرا بروند. صبح روز موعود خانواده داماد  مقداری نان و پنیر و پیاز جهت صبحانه به هر کدام از داوطلبان داده و مردان روستا هر کدام با ریسمان و تبر و الاغ  به صورت دسته جمعی راهی صحرا می شدند . وقتی افراد به اندازه بار یک بار الاغ (خَرَکین) هیزم جمع می کردند . آنها را با طناب به هم بسته و به اصطلاح محلی (خَرَکین) هیزم را روی الاغ بار گذاشته به سمت روستا حرکت می کردند . از نکات قابل توجه در این مراسم رقابت بین جوانان برای جلو افتادن از یکدیگر بوده است.
در این رقابت و تلاش هر فردی که از بقیه جلوتر بود در نزدیکی ورود به روستا مورد استقبال اهالی قرار می گرفت و بر روی بارِ اولین الاغ شال قرمزی می انداختند و این نشانه ی موفقیت او در این رقابت جمعی بوده است.که برای جوانان بسیار مهم بحساب می آمده چون در مراسم استقبال تعدادی زیادی از مردم بخصوص زنان و دختران حضور پیدا می کردند.
بدین ترتیب حجم نسبتاً زیادی هیزم وارد روستا می شد که برای برخی افراد سرشناس روستا از جمله روحانی روستا  و حمامی هم یکی دو بار می بردند و بقیه را هم جهت پخت نان به خانه صاحبان مجلس می بردند . و بخشی از هیزم ها را درشب عروسی در میدانی گذاشته و بعد از صرف شام هیزم را آتش زده و به جشن و پایکوبی می پرداختند و این هیزم ها در گذشته که روستا برق نداشته وسیله روشنایی مجلس هم بوده است.

منبع :‌وب سایت شخصی ابراهیم حقیقی haghighie.ir