سبک زندگی Lifes Style

آداب و رسوم عامیانه از گذشته تا امروز

بررسی مراسم نوروز ، چهارشنبه سوری  و مراسم محرم درشهر آیسک

  • ۲۴۳


موضوع: بررسی مراسم نوروز ، چهارشنبه سوری  و مراسم محرم درشهر آیسک.

مراسم نوروز در آیسک قدیم:
موارد اورده شده در این قسمت شامل مقدمات قبل از عید ، اعتقادات مربوط به روز عید و... می باشد.سوالاتی در خصوص مراسم نوروز(مقدمات قبل از عید چه مواردی بوده است؟ اعتقادات مربوط به روز عید چه بوده است ؟ روز عید چه کارهایی انجام می دادند؟ و ...) را از چندین نفر پرسیدم و با توجه به پاسخ های گرداوری شده این مطلب را تنظیم نموده ام.
 مردم ایسک مقدمات برگزاری جشن نوروز را از روزهای اول اسفند ماه آغاز می کردند .آن ایام درون کوچه های محله ها شور و حال دیگری داشت .
از همان روزهای اول اسفند اهل خانه به دنبال خانه تکانی بودند. رسم بود که تمام وسایل و لوازم زندگی حتی وسایلی که به ندرت استفاده می شود گردگیری و تمیز شود . دیگ ها و تمامی ظرف های مسی را برای سفید گری به مغازه مسگری میبردند. کنار نهر جوی آب درآن زمان مملو از زنانی بود که مشغول شستن لباس و پرده وملافه و قالیچه ها بودند .در ان زمان درون خانه ها پر بود از زنانی که مشغول دوختن لحاف و تشک سال نو بودند. (معتقد بودند در سال جدید همه چیز باید پاک و تمیز باشد.)
در روز های اخر سال غربال کردن و اسیاب کردن گندم را شروع می کنند وبعد از ان  زن ها مشغول پختن نان می شدند.برای عید نان زرد(زعفرانی) نان سفید نفته قلفی و ... می پختند. اعتقادشان بر این بود که نودون(ظرف چوبی بزرگ برای نگهداری نان) در اغاز سال باید پر نان باشد. 
یک هفته مانده به عید حمام محله ها  شلوغ بود وزنان ومردان  به دستان خود حنا می مالیدند مرسوم بود که در روز قبل از عید برای تازه عروس هااز طرف خانواده داماد سینی هایی پراز قندونبات ومواد غذائی و رخت و جامه وحنا می بردند.برای لباس عید هم یا خودشان لباس می بافتند (توبافی می کردند) و یا هم لباس های همدیگر را که کوچک شده بود می پوشیدند.
معمولا درتمام خانه هامعتقد بودند که جهت رزق و روزی و گسترده بودن سفره هنگام سال تحویل کنار سفره عید غذائی طبخ شده داشته باشند وآن غذا برنج بود .(در طول سال فقط یک یا دو بار برنج پخته می شدکه یکی از ان ها زمان عید بود.)
عقیده داشتند تا هنگام سال تحویل درب منزل باید بسته باشد ومعتقد بودند که بایدبرای اولین بار درسال جدید درب خانه را به روی شخصی به قول خودشان میمون و خوش ستاره باز کنند وآن شخص بایستی حتمااز جنس مذکر می بود در این صورت سال خوبی خواهند داشت .بعد از وارد شدن جوان خوش شانس درب خانه باز بود و بعد ازسال تحویل رفت وآمدها شروع می شد یکی از اعتقادات دیگر این بود که  هنگام  تحویل سال نباید لباس کثیفی داخل خانه باشد .
عیددیدنی یکی  از رسوم عید بود ابتدا اول همه به سلام و دست بوسی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها می رفتند و سپس به خانه اقوام دور و نزدیک می رفتند .یکی از کارهایی که در زمان گذشته انجام می شد رفتن به خانه بزرگان ایسک بود شب عید مردم به خانه بزرگان ایسک می رفتند.
از روز اول عید درون کوچه  محله ها بازی های محلی آغاز می شد و همه سر گرم و شاد بودند یک طرف کوچه عده ای مشغول بازی با گردو هایی بودند که عیدی گرفته بودند  طرف دیگر بچه ها با سنگ های کوچک در دست مشغول بازی بودند .عده ای هم مشغول تیله بازی بودند.
در گذشته مردم آیسک اول نوروز که می‌شد در خانه‌باغ‌های باغستان ساکن می‌شدند و پایان تابستان به ایسک بر می‌گشتند.این کار چند دلیل داشت از جمله این دلایل: نزدیک‌تربودن به باغ‌هایشان ، دسترسی به اب و هوای سالم  و جلوگیری از بیماری های شایع مثل وبا(در گذشته مردم فهمیده بودند که در فضای بسته تلفات بیشتر است به همین دلیل در باغستان مستقر می شدند.)
همانطور که در این مطلب خواندیم در گذشته همه دست به دست هم داده بودند تا سال نو را با شادی اغاز کنند. صفا و صمیمیت در بینشان موج میزند با کمترین چیزها خوشحال بودند ظواهر برایشان مهم نبود بلکه باهم و در کنارهم بودن برایشان ارزش داشت.یکی از نکاتی که هنگام بررسی و تحقیق نظرم را به خود جلب کرد این بود که برتری میانشان نبود (همه زن ها باهم کنار نهر اب لباس می شستند همه یک بار در سال برنج میخوردند و ان نوروز بود و ... ).یکی از مواردی که هنگام جمع اوری اطلاعات و حرف زدن با افراد مختلف در مورد مراسم عید برایم جالب بود  شور و شوقشان هنگام گفتن این مطالب بود اینکه با ان همه سختی مراسم عید را تدارک می دیدند ولی بازهم شاد بودند یکسال به انتظار می نشستند که عید می خواهند برنج بخورند (با کوچک ترین چیزها شاد بودند.)و ...همه را با شوق تعریف می کردند و افسوس ان دوران را می خوردند.  در این مراسم اعتقاد مردم شهر ایسک به رسوم خرافی را میبینیم.
 


مراسم چهارشنبه سوری در آیسک قدیم:
برگزاری مراسم شب چهارشنبه آخرسال سنتی بود که اهل خانه را به پیشواز نوروز می برد به هنگام نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه که به شب چهارشنبه سوری معروف بود داخل کوچه وجلو درب هریک از منازل صاحبخانه با هیزمی که از درون هیزمدان مطبخ خانه خود برمی داشت آتشی می افروخت  وسپس یکی از کوزه های آب داخل کوزه دان خانه را پر از آب می کردندو داخل آن حبه ای قند و سکه ای می انداختند و بعد از ان بزرگ خانه کوزه را به بالای پشت بام می برد وپس از خواندن دعا از قسمت سر درب ایوان  کوزه را بر روی آتش افروخته شده می انداخت و معتقد بودند که کوزه حتما باید شکسته شود و شکستن کوزه را تضمین زنده بودن و سلامتی اهل خانه درسال آینده می دانستند و به ندرت اتفاق می افتاد که کوزه شکسته نمی شد درآن لحظه  با حالتی نگران کننده و ناراحت از پشت بام   به داخل کوچه می آمدند وکوزه رامحکم برزمین می زدند و می گفتند نمی شکنی حالا بشکن. (امروزه این موارد خرافه پرستی نامیده می شود.)


مراسم عزاداری محرم در آیسک:
آیین های عزاداری دهه اول محرم که در شهد ایسک بدگزار میشود شمل علم بندان وعلم گردانی، حلقه ماتم، نخل برداری و تخت گردانی می باشد. این ایین ها و مراسمات گوشه ای از مظلومیت بازماندگان حادثه عاشورا به تصویر می کشد. 


علم بندانی و علم گردانی:
در روز اول ماه محرم عزاداران در هیئت های مذهبی و در آیینی خاص با صلوات و مرثیه خوانی علم های چوبی(این علم ها 8 تا 10متر هستند.) را با پارچه های سیاه و رنگی مخصوص تزئین کرده و در 2 طرف ایوان های هیئت های مذهبی و حسینیه این شهر نصب می کنند . این نمادهای عزا تا آخر ماه صفر در اهتزاز است و مورد زیارت مردم قرار می گیرد . در روز هفتم محرم چند علم بزرگ را با پارچه های مخصوص سیاه تزئین می کنند و طی مراسمی خاص آن را با سلام و صلوات به مسجد جامع آیسک می آورند و در آن جا دعای مخصوص خوانده و برای اموات طلب آمرزش می شود. بازماندگان امواتی که در یک سال اخیر مرحوم شده اند با حضور در این مکان و خواندن فاتحه و توزیع نذری برای اموات خود (محرمی)می گیرند. 
این علم ها که نشان عزا و ماتم است در مراسم حلقه ماتم و روز عاشورا مورد استفاده قرار می گیرد. 
براساس اعتقادات، اگر کسی نذر و نیازی دارد گره ای بر علم می بندد . از روز اول ماه محرم اقشار مختلف مردم آیسک با کاستن از کار و فعالیت روزمره خود در مجالس عزاداری و سوگواری شرکت می کنند. 
 


علم گردانی :در شب عاشورا گروهی از مردم( به ویژه نوجوانان و جوانان)از پایان شب تا سحر علم های عزا را همراه با نوای طبل و سنج و نوحه خوانی در خیابان ها و کوچه های شهر حرکت می دهند و زمزمه (امشب عاشورا بود/ کربلا غوغا بود) و (شب عاشوراست امشب/ کربلا غوغاست امشب) سر می دهند.

بستن نخل، نخلگردانی و تخت گردانی: 
نخل خیمه چوبی بزرگی است که نماد محمل پیکر پاک امام حسین(ع) است (ابعاد 3در4 متر)آماده کردن و بستن نخل از نیمه شب عاشورا آغاز می شود بامداد نخل با انواع پارچه های مشکی و رنگی آراسته و هم زمان با طلوع آفتاب از محل آماده سازی به صحن حسینیه منتقل می شود و مردم به زیارت آن می پردازند. وزن نخل که نماد تابوت سیدالشهدا (ع) به حساب می آید بسیار زیاد است و برای جا به جا کردن آن بیش از 50  نفر ان را حمل می کنند.
صبح روز عاشورا پس از فراخوان مردم با صدای طبل، شیپور و سنج و نواختن آهنگ عزا و تالوت زیارت عاشورا، عزاداران دسته های سینه زنی با نظم خاصی در حالی که سرهایشان با کاه گل اندود شده است با سینه زنی و شور وحال خاص به صحن حسینیه شهدای آیسک وارد می شوند و پس از سینه زنی نمادهایی همانند گهواره حضرت علی اصغر(ع)، تخت حامل شیر و جنازه های کربلا و کاروان اسرا در پشت سر نخل به حرکت درمی آید و فریاد حسین حسین به اوج خود می رسد.
مردم مسیر عبور نخل را تا گلزار شهدا و قبرستان آیسک می پیمایند. علاوه بر نخل که به قبرستان حمل می شود علم های چوبی بزرگ که با پارچه های سیاه رنگ تزیین شده است بر سر قبرها حمل می شود و در مسیر حرکت نخل، افرادی که نذر دارند گوسفند ذبح می کنند. صدای طبل ها و سنج ها شور و حال خاصی به این مراسم می دهد.نخل دوباره به حرکت در می آید و نزدیک ظهر به سمت میدان حسینیه حمل می شود. ابتدا علم گردانان و سپس بقیه عزاداران وارد صحن می شوند. بعد از 3 دور گرداندن نخل در صحن حسینیه نخل را پایین می گذارند و سپس مقتل خوانی را شروع می کنند. با بلند شدن صدای اذان شاهد برپایی نماز جماعت ظهر عاشورا هستیم و هر سال تمام عزاداران و میهمانان این آیین مذهبی به همت والا مردم آیسک اطعام می شوند.

منابع: 
خانم فاطمه  بنی اسدی 77 ساله ساکن شهر ایسک .(موارد نوشته شده در قسمت مراسم نوروز.)
اقای  محمدی60 ساله ساکن شهر ایسک. (موارد نوشته شده در قسمت مراسم نوروز و چهارشنبه سوری.)
خانم مهین محمدی 43 ساله ساکن شهر ایسک. (موارد نوشته شده در قسمت مراسم نوروز.)
خانم مریم محمدی 46 ساله ساکن شهر ایسک .(موارد نوشته شده در قسمت مراسم نوروز.)
اقای پناهی (موارد نوشته شده در قسمت نوروز و چهارشنبه سوری)
اقای حاتمی ساکن شهر ایسک.(موارد نوشته شده در قسمت عزاداری محرم.)
 

ارسالی توسط خانم فاطمه براتی
 

مواردی از رسم ورسومات روستای فهالنج –شهرستان طبس

  • ۲۲۷

بررسی مواردی از رسم ورسومات روستای فهالنج –شهرستان طبس

آداب ورسوم مراسم عروسی
اولین مرحله خواستگاری است ؛ اما قبل از خواستگاری خانواده داماد فردی مورد اعتماد را نزد خانواده عروس می فرستند تا موافقت خانواده عروس برای رفتن به خواستگاری را جلب کند. در صورت کسب موافقت ، خانواده داماد به خواستگاری می رود .
مراسم خواستگاری : داماد به همراه خانواده واقوام خود با دسته گل وشیرینی به منزل عروس می رود . بعدازگفت وگو ورسیدن به تفاهمات درمورد مهریه و قول وقرار عقد وعروسی به صحبت می نشینند.
در فهالنج کسی بابت شیربها چیزی از خانواده داماد دریافت نمی کند و آن را مذموم می دانند.
نشونی برون (نشان گذاردن بر دختر): خانواده داماد به همراه اقوام با انگشتروهدایایی  در طبق هایی که به آن «خونچه» می گویند( خنچه هایی ازشیرینی ،میوه ، کله قند ، گوشت ،برنج ،حبوبات ، چادر، کیف وکفش ، لباس و...) به خانه عروس می روند.( این مراسم باجشن وپایکوبی همراه است)
(دراین مراسم حلقه  نامزدی را در دست عروس می کنند.)
برگزاری ضیافت توسط خانواده عروس : یک هفته بعد از مراسم نشونی برون خانواده عروس ، اقوام وخانواده داماد( به همراه اقوام خود) را میهمان می کنند. ( فقط یک میهمانی ساده ، بدون جشن ورقص وپایکوبی)
برگزاری ضیافت توسط خانواده داماد : بعد ازگذشت یک هفته از ضیافت خانواده عروس ،این بار خانواده داماد اقوام وخانواده عروس ( به همراه اقوام خود) را میهمان می کنند. (ضیافت ساده بدون جشن ورقص وپایکوبی )
مراسم عقد : قبل از مراسم عقد (معمولا چندروز قبل ازمراسم ) عروس وداماد به همراه خانواده و اقوام به خرید می روند.خانواده داماد برای عروس وخانواده عروس برای داماد خرید می کنند.( خرید قرآن ، طلا، لباس و لوازم ارایشی و...).
 مراسم عقد با جمع شدن فامیل و مدعوین در منزل داماد برگزار می شود ؛به نحوی که فردی با مراجعه به منزل عروس موافقت وی را برای ازدواج می گیرد و آنگاه در منزل داماد خطبه عقد خوانده می شود.سپس همراه با صلوات و گاهی هم همراه با دف زدن، هدیه های داماد در طبق هایی که به آن «خونچه» می گویند تا منزل عروس توسط میهمانان برده می شودو به میهمانان حامل خونچه هدیه هایی از طرف خانواده عروس داده می شود. آنگاه ادامه مراسم در خانه عروس برگزار می شود. (پذیرایی و جشن ورقص وپایکوبی )
مراسم شب یلدا : خانواده داماد به همراه اقوام با هدایایی ازقبیل طلا ،لباس زمستانی ،میوه وشیرینی ،کیک شب یلدا ،اجیل ،شلغم ،لبو و ...به منزل عروس می روند.این مراسم با جشن وپایکوبی همراه است.
" شب بعد  همین مراسم توسط خانواده عروس برای داماد انجام می شود"
اعیاد ومناسبت ها : خانواده داماد برای عروس میوه وشیرینی و هدایایی از قبیل طلا ،لباس و... می برند.
مراسم عروسی : قبل از مراسم عروسی(معمولا چند روز قبل) همانند مراسم عقد ، اقوام وخویشاوندان به همراه عروس وداماد به خرید می روند(به همان منوال) .
مراسم عروسی در خانه عروس برگزار می شود .(اما پذیرایی آقایان درخانه پدر داماد). همه ی اقوام وخویشاوندان در ضیافت عروسی حضور دارند وبا میوه وشیرینی پذیرایی می شوندو به جشن وپایکوبی       می پردازند. ( اما پذیرایی شام در هیئت روستا است.)
مراسم نمک خورون : بعدازگذشت 3شب  ازمراسم عروسی، عروس از خانواده داماد کادو (هدیه) میگیرد.
" شب بعد همین مراسم برای داماد گرفته می شود واین بار داماد از خانواده عروس کادو می گیرد."
آش پشت پا : بعداز گذشت 10-20   روز از مراسم عروسی  به خاطر اینکه عروس وداماد به خیر وخوشی زندگی مشترک خودرا شزوع کردند آش می پزند و اقوام وخویشاوندان را دعوت می کنند.
رسومات سربازی
آش پشت پا : این مراسم قبل از سربازی  انجام می شود (به خاطراینکه سرباز به خیر وخوشی باز گردد). دراین مراسم اقوام وخویشاوندان هدایایی نیز می آورند.
ضیافت سربازی : به میمنت بازگشت فرداز سربازی ضیافتی برگزار می کنند واقوام وخویشاوندان را دعوت می کنند.
روغن جوشی (نان روغنی) ماه شعبان
یکی از رسم و رسوماتی که مردم روستای فهالنج دارند با شروع ماه شعبان آغاز می شود . این رسم قدمتی دیرینه در روستای فهالنج دارد. روغن جوشی نانی است سنتی که شیرین است و گرم خوردن آن بسیار لذیذ است. درپخت این نان شکر بیشتری نسبت به دیگر نان ها استفاده می شود و از تخم گشنیز نیز برای خوش طمع شدن آن استفاده می کنند و به صورت نان های گرد و نازک کوچکی در روغن جوشیده می شود و طعمی بسیار لذیذ دارد که همه افراد طالب آن هستند. این نان که به روغن جوشی معروف است با شروع ماه شعبان یا همان اول برات پختش آغاز می شود و بدین صورت هست که افرادی که سال اولی است کسی از خانواده آنها فوت کرده است این نان را پخت می کنند و به در خانه های دیگران می برند وبه این صورت برای آنها خیرات می کنند .
علاوه بر روز اول برات ، در روزهای سیزدهم ، چهاردهم و پانزدهم برات نیز این نان پخت می شود و تمام اهالی بر سر مزار فوت شدگان حاضر می شوند و از مردم با این نان پذیرایی می کنند . روز پانزدهم برات یکی از روزهایی است که یک فهالنجی در هرکجای ایران که باشد سعی می کند خود را به روستای فهالنج برساند و بر سر مزار بستگانش حاضر شود زیرا این ماه یکی از پرفضیلت ترین ماه های سال می باشد .
مراسم (جشن) سده
درگذشته درغروب آفتاب دهمین روز از بهمن دقیقا 50 روز به عید نوروز و100 روز به موسم جو وگندم (غلات) جشن سده را برگزار میکردند ؛ به این صورت که هیزم خاصی به نام چخچه ( که زود شعله ور می شود و زود خاموش ) را جمع اوری می کردند و در هر کوچه هیزم هارا روی هم ریخته و انهارا شعله ور می کردند . مردم دور آتش جمع شده و از روی اتش می پریدند به جشن وشادی وسرور می پرداختند و شعر می خواندند ( 50 به نوروز 100 به غله ... پدرم ادامه شعر روفراموش کرده بودند) ومردم در کنار اتش برای حفظ حیوانات محلی آبستنی دعا می کردند وهمچنین دعا می کردند فصل سرما تمام شود و گرما فرا رسد ومحصولات کشاورزی خود را برداشت کنند. این مراسم تا سه شب به همین منوال برگزار میشد.

امروزه هم کم وبیش جشن سده  در روستا برگزار می شود.

آش (حلیم) زرگ
هرساله قبل از امدن سرما (معمولا قبل از آذرماه) برای آمدن باران ، درزیارتگاه زرگ ( زرگ : روستایی درنزدیکی فهالنج ) به پخت آش (حلیم) می پردازند؛ که هزینه آن ازاهالی روستا جمع می شود.
همانطور که درتصویر بالا ( پخت حلیم زرگ 1396)  ملاحظه می کنید بعضی از اهالی ، از شب قبل به زرگ رفته و به آماده سازی حلیم (فردا) میپردازند. (حلیم درصبح روز بعد توزیع می شود.)

لغت فهالنج
خود لغت فهالنج از آنچه به ما رسیده است خلاصه ی فهم الناجون میباشد .می گویند وقتی شهر سوخته ویران شد گروهی از ساکنان آن که از این ویرانی جان سالم بدر برده بودند راه شمال را در پیش می گیرند و در محلی دست به حفر قنات می زنند و این محل را برای زندگی انتخاب میکنند. این روستا در چرخه ی روزگار بعد از اسلام افراد سرشناس و عالمی را پرورش می دهد که هنوز نام و آوازه ی آنان در کوی و برزن شنیده می شود.
وجه تسمیه‌ی روستای فهالنج
در خصوص اینکه اصل واژه ی فهالنج چه بوده است دو نظر وجود دارد:
۱- اینکه مکانی که در حال حاضر روستای فهالنج قرار گرفته، جزو اماکنی بوده که به سبب ایمان اهالی، از واقعه ی عذاب قوم لوط، نجات یافته و به همین دلیل به آنها «فَهُم ناجون» به معنی نجات یافتگان می گفتند که کم کم به علت تغییر در گویش به فهنوج ـ فهلوج ـ فهلونج ـ فهلنج و فهالنج تغییر یافته است.
اشکالی که بر این نظریه وارد است این است که منطقه ی فهالنج در مرکز ایران و سرزمین پارسی زبان قرار دارد. بنا براین بعید است که اطلاق عبارت «فَهُم ناجون» بر اهالی آن صحیح باشد.
۲-  روستای فهالنج، مکانی بوده است که مردمان آن از لنگ های پهنی استفاده می کرده اند که به همین دلیل به منطقه ی آنان «پهن لنگ» اطلاق می شده است. و به تدریج واژه ی «پهن لنگ» به پهلنگ تبدیل و با ورود زبان عربی به ایران و جایگزینی حروف «ف» و «ج» به جای «پ» و «گ» فارسی اسم این مکان به «فهلنج» و سپس در نگارش رسمی به «فهالنج» تغییر یافته است.
به نظر می رسد با توجه به گویش اهالی، این نظریه مقرون به صحت باشد.

فرهنگ لغت فهالنج ( تلفظ لغات فهالنجی )
چِلِک Chelek : بر حلب زدن
درقدیم هرروز درسحرگاه ماه مبارک رمضان  برای بیدار کردن اهالی برای سحری برحلب می زدند.
خزینه khazine: حمام
به حمام عمومی در قدیم خزینه می گفتند. مردان وزنان حمام جداگانه داشتند ؛ به این صورت که درآن یک حوض وجودداشت  وجایگاهی در زیر آن که با روشن کردن هیزم ، آب حوض گرم می شد واز آن برای استحمام استفاده می کردند. ( مردم هزینه استفاده از خزینه را به صورت سالی پرداخت میکردند. سهم هر نفر درسال 3 تومن ( قرون ) بود.)
وادار کو  Va Dar Ko به ایست  
دِگیر کو De Gir Ko روشن کن
چووَه Chuovah وردنه
 وَرشورَنِم Var Sho ra Nem شخم بزنیم (با ابزار و ماشین)
بِکولِم Bekolem شخم بزنیم (با بیل)
 یَه بُرِّ Ya Bor Re تعداد زیاد ، فراوان
 یَه پَتَلِ زَنِم Ya Patale Zanem گردش کنیم
 هَیم Haim کود حیوانی
 پَچوک Pachok پای گوسفند
 پوسِنْگ Poseng نیشگون
کُلِکْ kolek دکمه
 جَوز jauoz گردو
دِل مالا Del Ma la کثیف / بیزار (شدن)
کَخ Kakh خرمای نارس
 اِشْکَمرَو Eshkamru اسهال
 پیشْک Pishk برگ درخت خرما
وَرْغَلْت Var Ghalt دراز بکش
 حُقَه Hoghah قوطی های کوچک
کَلَوَنْگ Kalavang سرگرم - دستکاری کردن
 کُنْدِرِشْک Kon de reshk آرنج
 قَیْبَه Ghey baah قفسه سینه
شَمَروت Shamarot بهم ریخته
کُلُمْبَزی Kolombaazi گنبد
 تَبَق Tabagh ورقه امتحانی
 بِیَمَه Byamah آمد
تَرْقَزْ دِ Tar ghaz De بینداز
 وَرْ او بَرْ خِزْ Var ou Bar Khez برو کنار
 پُوز pouz جلوی دهان
 کِشْمُو Keshmuo صحرا، مزرعه
 مُرْدَزْما Mordazma شیء ترسناک
 دُرْواخ Dorvakh کامل
زینه Zinaa پله
 هِنْگِلَوْکُشْتی Hengeluo Koshti الاکلنگ
خِلِشُّونَک Khelesh shounak سرسره
 گُراهْنَه Gorahnah مشت
گُورمُشْت Gormosht مشت محکم
حُروم Huruom دفعه، مرتبه
 کَلَفْچو Kalafchu چانه
سوسِلِنْگ : نوعی پرنده گنجشک مانند ، به رنگ سفید و خاکستری - کنایه از فرد لاغر اندام
 بِدَرّی : پاره شد
 لَتَّه : تکه پارچه کهنه
 بِدَر تَرَق  : زود بیا بیرون
سیخور : خارپشت
 وا پَهْلیدن : بازرسی کردن
 جُلَّه : کود شتر
شُلَّه یا شُلَّن : آبشار
خَلَه شیکشیکو : جیرجیرک
روز گردش : آفتاب گردان
هُکّو  :سکسکه
وا کَرَنُم ، وا کَرو : بتراشم ، بتراش
 هوچ : تاب
 بِدَرْخِلِشّیدُم : لیز خوردم
گِرْبو : یقه
 گُرْزُمبه  : چاق
ارسالی توسط دانشجو الهه یوسفی

منبع : نقل قول از پدربزرگ ، خاله ، بابا و مامان
قسمت لغت فهالنج و وجه تسمیه آن : https://iranvillage.ir/1392

تصاویر در ادامه مطلب

جشن سده در مصعبی

  • ۲۵۶

متر کسی از ماها داستان دوازده برادر و ننه سرما و چله بزرگ و چله کوچیکه رو برای بچه‌ها و نوه هایش تعریف می‌کنه .

چله‌ی بزرگ …

چله‌ی کوچک …

چارچار …

سده …

اَهمن‌وبهمن …

سیاه‌بهار …

و سرماپیرزن …

 زمستان به دو بخش تقسیم میشه :

♦چله بزرگ(چله کلان )

♦چله کوچک (چله خرد )

_ چله بزرگ از

( اول دی ماه تا دهم بهمن ماه)

وچهل روز کامل می‌باشد .

_ چله کوچک از

( یازدهم بهمن تا پایان بهمن ماه  )

و 20روز کامله

وبه همین دلیل چون 20 روز کمتر است ؛چله کوچک نامیده شده است .

غروب آخرین روز چله بزرگ ( جشن سده) برگزار می شده

و مردم دور هم جمع می شدند واز این جشن لذت می بردند ودر نهایت با برپایی آتش و خواندن شعر و پایکوپی بدور آتش، سده را جشن

می گرفتند.

این دو برادر

( چله بزرگ وچله کوچک )

در هشت روزی که در کنار همدیگر هستند آن 8 روز را ( چار چار)

می نامند .

به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک« چار چار» می گویند.

پس از چار چار نوبت به

« اهمن و بهمن» پسران پیرزن

(ننه سرما ) می رسد

که خودی نشان دهند.

♦ 10 روز اول اسفند را (اهمن )

♦10روز دوم اسفند را ( بهمن)

می گویند .

واین 20 روز ممکن است

آنقدر بارندگی باشد که این دوبرادر به دوچله طعنه بزنند .

با توجه به شعری که قدیمی های نازنین می خواندند::

(اهمن وبهمن ،

آرد کن صدمن ،

روغن بیار ده من ،

هیزم بکن خرمن،

عهده همه بامن )

تا اینجا 20روز از اسفند به نام اهمن وبهمن نامگذاری شده اند .

می ماند 10 روز آخر اسفند ماه که :

♦5 روز اول( سیاه بهار ) نام گرفته وشعری هم که قدیمی ها میخوانند :

سیاه بهار شب ببار و روز بکار

از این شعر هم مشخص می شود

در این ایام شبها بارندگی فراوان

بوده وروزها کشاورزان مشغول

کشت وزراعت بوده اند ،

♦5 روز آخر هم (سرماپیرزن) نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری گاهی آفتابی ،گاهی همراه با باد واکثر اوقات از آسمان تگرگ می بارد ؛

که قدیمی های دل پاک، براین باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده ومُهره‌های آن به زمین میریزد.

حیف است بچه های ما اینها را نشنوند و این قصه ها از صفحه روزگار محو شود!

که البته این رسم در هر منطقه به شیوه های مختلف برگزار میشه و خب در دهستان مصعبی هم آیین خاص خودمون رو داریم .

نهم ،دهم و یازدهم بهمن ماه ،دو شب از چله بزرگ و یک شب از چله کوچک را شب های سده میگویند .در این روزها جوانان با جمع اوری چوب و لاستیک به سر کوه های مختلف روستا میروند و با برپایی آتش به جشن و سرور میپردازند .جوانان و نوجوانان باید تا قبل از غروب افتاب چوب و لاستیک را به بالای کوه برسانند و به محض غروب افتاب اتش خود را برپا کنند .

جشن سده که هر ساله در این شبها برگزار میشود ، دو شب از چله بزرگ و یک شب از چله کوچک ، سه شب متوالی جوانها سر کوه کمر می روند (امسال از ارتفاع کم کرده بودند و همین کوه پشت ده آتیش کرده بودند ) و آنجا آتیش بر پا میکنند و گاهی شیطنت میکنند و لاستیکها را از اون بالا به سمت پایین چرخ میدهند که منظره جالب و تماشایی به وجود می آورد . و بعد از آن مراسم چو چو را اجرا میکنند به این صورت که به درب منازل هم ولایتی ها می روند و با خواندن شعر و گرفتن خوراکی های خوشمزه مراسم به پایان می رسد . قسمت دومش رو به خاطر کرونا امسال حذف کردند

ارسالی توسط خانم مریم شبانی محبوب

مراسم نوروز در سرایان

  • ۲۲۸

تدارک ایام نوروز از روزهای پیش آغاز می گشت. جنب وجوش و خانه تکانی و جاروبی با با آن عرض وطولی که خانه های قدیمی داشت کاری بسیار طاقت فرسا بود اما برای مردم روزهای بسیار زیبا و به یاد ماندنی بود. در روز های جاروبی همه ی اعضای خانواده کمک میکرند. جارویی برسر چوبی بلند بسته میشد پارچه ای روی جارو میبستند تا بتوانند تارهای عنکبوت را از سقف و گچبری های سقفهای گنبدی تمیز کنند.

یک یا دو هفته مانده به عید نوروز صدای چوب دستی هایی که بر فرشهای پر از گرد وغبار فرود می آمد از دالان های هر خانه و هر کوچه ای شنیده میشد. خوشتلی بری (رشته پلو وآش)و شیرینی پزی خود صفای دیگری داشت. انواع شیرینی های قندی زنجبیلی بادامی و شیره ای و نافته قندی برای شب عید آماده میکردند.

کلوچه های زنجبیلی و تافتون های زرد روغنی و نان چوبی های نازک پر از کنجد و حتی نافته های شکم پر طعم خوشی را برای اعضای خانواده رقم میزد. اما مراسمات قبل از عید مانند آتش سده و آتش چهارشنبه سوری هیجان بسیاری داشت . گفته میشود آتش سده خیلی قدیمی تر از مراسم چهارشنبه سوری است. آتش سده معمولا در پشت بام ها بر پا می کردند لحاف و تشک های کهنه را می سوزاندند تا حشرات موذی از بین بروند. اما آتش چهارشنبه سوری در حیاط خانه ها یا در کوچه ها برافروخته میشد. بچه ها و وبزرگتر ها از آتش می پریدند و می گفتند (سرخی تو از من زردی من از تو). در شب چهارشنبه سوری کوزه های قدیمی ها یا هر ظروف سفالینی پر از آب میکردند و از بالای ایوانها به زمین می زدند تا شیاطین سال کهنه را از خانه بیرون کنند.

شب علفه یا شب عید مقداری علف جو یا گندم از صحرا می چیدند ودر کلیدان یا حلقه در حیاط یا زلفی آن اویزان میکردند تا شادی و سرسبزی عید را به خانه خود بیاورند. . کاکل های (گلدان) جو گندم و گاهی عدس و لوبیا از چند هفته قبل میکاشتند تا روزهای عید سبزی سر سفره هفت سین باشد. مقداری بلقست (اسفناجهای وحشی)هم از زمینهای زعفرانی شان می آوردند تا برانی یا سبزی هم درست کنند .

شب عید یا صبح زود تدارک سفره هفت سین دیده میشد سفره های سفیدی وسط اتاق مهمان خانه پهن میشد و با انواع شیرینی هایی که برای عید پخته می شد تزئین می گردید. قرص نانی به همراه با آب و آینه و قرآن و چند سکه نو سر سفره گذاشته میشد و از تافتون ها و نافته ها و نان چوبی ها هم از هر کدام یک یا دو قرص بر کنار سفره قرار می گرفت. کاکلهای گندم وجو را هم در دو طرف سفره قرار می دادند . هفت سین را هم به رسم عید باستانی به سفره خود اضافه میکردند. گاهی مقدار شیر و ماستی به میمنت سفیدی و سبزی بلقست برای سر سبزی و شادابی بر سر سفره میگذاشتند. معمولا در کنار هر سفره ی هفت سینی آینه قران و سجاده ای بود .

و پدر خانواده چند دقیقه ای قبل از تحویل سال قرانی میخواند ومشغول دعا میشد و پس از تحویل سال دو رکعت نماز می خواند . وبعد هم دید و بازدید و عیدی دادن به بچه ها شروع میشد. روز های عید ایام اوقات فراغت جوانان و بزگتر ها بود . در این ایام پسر بجه ها به بازی هایی همچون تشلک بازی هفت سنگ و توپ به چفته زدن و… مشغول بودند و دخترها بادام بازی و طاق جفت بازی می کردند .

چهارشنبه اول سال مردم سرایان به گشت و گذار می رفتند و همانند سیزده به بدر در صحرا ها ودشت های پایین و بالای شهر سیر میکردند صحرای پایین از حوض بادام بازی شروع می شد و بعضی ها که قوت و نیرویی داشتند تا بند میری ( نام صحرایی است در جنوب غربی سرایان که دارای زمین های کشاورزی حاصل خیزی برخود دار بوده است و هم اکنون موتور پمپی در همن محل و همین نام تعبیه شده و کشاورزی میشود.) هم پیش می رفت. و بعضی ها هم که وسیله ی ایاب و ذهابی داشتند به جنگل سه قلعه هم می رفتند . جنگلی که فصل بهارش دلگشا و سایه سار درختان تاغش پناهگاه خنکی برای کویر نشینان است . که امروز بزرگترین جنگل کویری خراسان جنوبی است.

اما بعد از ظهر هم صحرای بالا و تماشای کوه های زابر( نام کوهی است در شمال شرقی سرایان که دارای نهر آبی است که قنات های آن در کوه های چرمه است واز دره ای به نام زابر به طرف سرایان جاری ست.) و پهن کردن بساط چایی لطف دیگری داشت . اما سیزده بدر از شب قبل چند خانواده باهم برنامه ریزی می کردند و در تدارک غذا می شدند . و روز سیزده بدر راهی در و صحرا می شدند تا نحسی سیزده را بدر کنند. معمولا این روز را در روستاهای شمالی به خصوص روستا های ییلاقی کریمو و همچنین در دامنه های سفید کوه و کوه های خاوری به سر می بردند .

ارسالی توسط خانم جباری

منبع :حقدادی کوکب(1390) سرایان زمرد کویر مشهد انتشارات رستگار چاپ اول

عید دیدنی

  • ۲۲۲

عیددیدنی یکی دیگر از رسوم عید نوروز بود. با تحویل سال دید و بازدیدها شروع می شد و در سه روز اول سال جدید مردم به خانه اقوام و همسایه ها می رفتند و البته این رفتن با آمدن طرف مقابل جبران می شد معمولاْ در روستا هیچ عملی یک سویه نیست و پاسخی به دنبال دارد.  د راین روزها  کودکان نیز همراه والدین یا به تنهایی با هدف عیدی گرفتن  به خانه اقوام نزدیک می رفتند و عیدی می گرفتند که شامل آجیل ، گردو و بندرت پول بود.
از آداب پسندیده عید که جای آن امروزه خالی است عیدی دادن به کسانی که کارهای خدماتی در روستا ارائه می دادند . شب عید مردم به خانه حمامی ، چوپان و سلمانی روستا عیدی می بردند که هر کس بنا به وسعش مواد غذایی آجیل قند حبوبات وحتی نان و … به خانه این افراد می بردند و شب عید منزل این افراد شلوغ بود و جنب و جوش زیادی در کوچه ها دیده می شد.

منبع :‌وب سایت شخصی ابراهیم حقیقی haghighie.ir