سبک زندگی Lifes Style

آداب و رسوم عامیانه از گذشته تا امروز

برخی از  رسوم شهرستان سربیشه

  • ۲۳۰

برخی از  رسوم شهرستان سربیشه 
پیشینه تاریخی ازاین شهرستان 
در کتاب های تاریخی بهارستان، نزهه القلوب و معجم البلدان از سربیشه و مومن آباد و نهارجان اسم برده شده و مساجد و آثار قدیمی شهر مورد توجه سیاحان قرار گرفته است. به نقل از مرحوم آیت ا... آیتی در کتاب بهارستان، سربیشه شهری است قدیمی که قبل از اسلام مردم آن زرتشتی بوده اند.
 در کتاب نزهه القلوب اثر حمد ا... مستوفی آمده: ابوبکر علی ابن الحسن قهستانی ممدوح فرخی سیستانی از این شهر بوده که در شمار علما و ادبـای عصر سلطان محمود غزنـوی به حساب می آمده است.
 در مورد وجه تسمیه شهر سربیشه گفته شده چون زمین قسمت جنوب شهر، آبخیز و سرسبز بوده و شهر در مدخل این محل قرار داشته به آن سربیشه گفته اند. اقوال دیگری نیز گفته شده از قبیل سرد بیشه که بدلیل سردی هوا به این نام معروف بوده و به مرور زمان حرف ‹‹د›› حذف شده است. (1)
مراسم شادی و عزاداری در شهرستان سربیشه که از نسل های گذشته به ارث رسیده متاسفانه در اکثر جاهای شهرستان منسوخ شده و تنها در معدود روستاهایی بصورت سنتی برگزار می گردد. 
 
مراسم عزاداری 
ایام ماه محرم از روز اول محرم تا هفتم با مراسم عزاداری و سینه زنی و نوحه خوانی در حسینیه با حضوراهالی شروع می‌شود .
روز هفتم ، مراسم علم بند شروع می‌شود که با مراسمی خاص علم گردانی را شروع و به پایان می رسانند و در روز هشتم ماه علم را به درب منازل مسکونی اهالی می برند که تعدادی از بزرگان و شورای اسلامی شهرستان به همراه علم به درب منازل می روند . در این مراسم که جوانان علمدار هستند . در کنار درب منازل جهت اموات و سلامتی صاحب خانه فاتحه خوانی می کنند و صاحبخانه مبلغی و یا تعدادی گردو و بادام ،نقل را به عنوان هدیه به علم و علمدار تقدیم می کنند که در پایان این مراسم که دو روز به طول می انجامد این مبالغ و هدایا جمع آوری می‌شود و طی صورت جلسه ای به شورا تحویل داده می‌شود تا در ساختن و تجهیز حسینیه ، مسجد و سایر امور خیر ، مصرف گردد .حسینیه از همین اعتبارات در شهرستان ساخته و تکمیل شده است . بزرگان و معتمدان مقداری از این هدایا نقدی و یا گردو و بادام را به عنوان برک برای خودشان بر می دارند .
  

در این روزها ، هیئت عزاداری همچنان به مراسم سینه زنی و نوحه خوانی خود ادامه می دهد . در روز دهم عاشورا همه اهالی درمحل قبرستان سربیشه جمع می شوند و در آنجا  به عزاداری  می پردازند و نماز ظهر عاشورا را در همان محل می خوانند وسپس خیمه ها را اتش می زنند . سپس جهت صرف نهار به مسجد شهرستان می روند. و مراسم شام غریبان نیز در تاریکی شروع می‌شود و هیئت عزاداری به مراسم نوحه خوانی و سینه زنی می پردازند و به همین ترتیب در شب بعد از عاشورا نیز عزاداری صورت می گیرد.  
دسته های هیات درمهدیه سربیشه گرد هم می آیند و به سینه زنی ونوحه خوانی دسته جمعی می پردازند. مردان مسن وسرشناس شهر کنار هم می ایستند ودست چپ خود را به پهلو شخص کنار خود می گیرند بدین ترتیب حلقه ای را دروسط مهدیه می سازند جوانان به پیروی ازاین بزرگان حلقه های دیگری دور این حلقه می سازند. شخصی برای خواندن حسن حسین درمرکز این حلقه ها می ایستد و با حرکات خود هماهنگی را ایجاد می کند .دراین سال های اخیر آقای خسروی واقای زینلی عهده دار این کار بوده اند. 
پس از شروع چاووشی این حلقه ها به آرامی به حرکت درمی آیند و به دور چاووشی خوان می گردند .همچنان که درحال حرکت هستند با دست راست خود ابتدا سه مرتبه بر سینه و سپس برزانوی راست خود می کوبند. درذکر آن همه باهم با صدای بلند حسن می گویند وبرسینه می کوبند وسپس حسین می گویند وبرپا می کوبند. درجای دیگری دراین مراسم با صدای بلند سه بار بر سینه می کوبند ومی گویند حسن حسن ، حسینم با گفتن حسینم دست برزانوی خود می کوبند و درادامه می گویند حسین حسین ،حسینم  
 
درطی این مراسم گاهی به سینه زنی نشسته پرداخته می شود درواقع مردان درهمان حلقه ها ازحرکت می ایستند و نشسته به سینه زنی می پردازند. دراین مراسم با اشاره چاووشی خوان وبا ریتم آن ،حلقه ها به یکدیگر نزدیک واز هم دور می شوند. درپایان این مراسم ذکر حسن، شهید وحسین ،شهید می گویند .
همه ساله این مراسم سنتی دراین شهرستان اجرا می شود اما دراین دوسال اخیر به دلیل شیوع کرونا وبرای رعایت پروتکل های بهداشتی این مراسم درفضای آزاد برگزار می شود اما حلقه های برادری مانند سال های قبل ایجاد نمی شود بلکه در صف هایی با فاصله می ایستند وسرجای خود به سینه زنی می پردازند.
مراسم اربعین حسینی نیز به همین ترتیب صورت می گیرد و  همه ساله هیئت عزاداری به مشهد مقدس عازم می شوند . مردمان سربیشه درمراسم جاماندگان اربعین به سمت مسجد ابوالفضلی (مزار ابوالفضل ) که مردمان اعتقاد زیادی به شفا بخشی آن دارند حرکت می کنند . ونیزکلیه مراسم اعیاد(ولادت ) ومراسم عزاداری(وفات)ائمه در طول سال ،باشکوه خاص برپا می شود. مثال در دهه فاطمیه کاروان پیاده از مزار آقاسید حامد علوی (ع)به سمت بقعه متبرکه بی بی زینب خاتون (س)روستای کاهی به فاصله ۸کیلومتر برپا می گردد. 
چهارشنبه سوری 
گرونه پرانی  
پارچه هایی اغلب به رنگ مشکی را با نخ به شکل توپ یابه زبان محلی اصطلاحا به شکل گرونه درمی آوردند  وآتش می زدند بربالای سر خود می چرخاندند، به دور دست ها پرتاب می کردند . این کارتوسط کودکان انجام می شدو برای دور کردن بلایا وزشتی ها از خود انجام می شد وحالت بازیگونه برای بچه ها داشت .   
مردمان شهر 7 آتش درست می کردند ،ازروی آن می پریدند وشعر معروف (زردی من ازتو ،سرخی تو ازمن ) را می خواندند.این کار برای دور کردن مریضی انجام می شده است. 
افرادی بر بالای پشت بام ها می رفتند وبا یک چوب و قوطی به دور سقف های گنبدی می چرخیدند وهمراه با زدن چوب به قوطی این شعررا می خواند ( سوری بدو ورقلعه دو ، ورپشت بام شَهره دو ،شهره فلانی می پزه، ماه صفر از خونه به در)  
بعد ازظهر چهارشنبه آخر سال تاغروب ،خانواده ها با همسایه همگی باهم به باغ می رفتند ،با شادی وخنده صحبت می کردند.

نوروز 
مردم سربیشه ، به کل ماه فروردین، نوروز می گویند. آن ها در این ماه و در آداب و رسوم جشن نوروز سرسوزی (سبزه) می نشانند، حنا می بندند، به نیازمندان کمک می کنند و برایشان اجناس مورد نیازشان را تهیه می کنند، بازی ها و رقص های محلی انجام می دهند، لباس های نو با رنگ های روشن، قرمز و سبز می پوشند، سفره هفت سین سپید می چینند و تفاوت هفت سینشان با سایر هفت سین ها علاوه بر سپیدی این است که یک سین از سین های سفره شان به سیاه دانه اختصاص دارد. 
موقع تحویل سال همه خانواده ها لباس نو می پوشیدند و به همراه ضبط صوت به سمت سرسبزی راهی می شدند . عموم مردم درباغ سرهنگ یا کشموهایی سرسبز اطراف این باغ سال خود راتحویل می کردند. مکانی که جوب آبی ازمیان آن بگذرد پس ازتحویل سال می گفتند آب برگشت وسال نو شد.
یکی ازرسوم مردم سربیشه این بود که تاغروب اولین چهارشنبه سال را به تفریح وگردش در طبیعت ویک مکان سرسبز می پرداختند.معمولا همان کشمو وباغ سرهنگ محل تفریح دسته جمعی آنان بوده است. دورهم جمع می شدند از سال گذشته وآنچه برآنان گذشته می گویند .
صبح عید 
صبح عید همگی به خانه ی پدربزرگ مادربزرگ ها رفته  و عیدی خود را  از پدربزرگ ها به صورت وجه نقدی و از مادربزرگ ها به شکل (کلوچه زنجبیلی ،تخم مرغ رنگی،کله کنو،کله کنجد و پسر ها جوراب و دختر ها روسری ) می گرفتند.
صبح عید خانه ی بزرگتر ها سفره ی صبحانه ای پهن بود که از روز های قبل تدارک دیده شده بود.در این سفره خوراک کدو حلوایی ، تخم مرغ آب پز،مربای آلو،پنیر و کره محلی و...برای تمامی مهمانان چیده شده بود.وهمگی دور هم صبحانه می خوردند.
اولین چهارشنبه عید 
یکی ازرسوم مردم سربیشه این بود که تاغروب اولین چهارشنبه سال به تفریح وگردش در طبیعت ویک مکان سرسبز می پرداختند.معمولا همان کشمو وباغ سرهنگ محل تفریح دسته جمعی آنان بوده است. دورهم جمع می شدند از سال گذشته وآنچه برآنان گذشته می گویند. 
 
بچه ها بعد سال تحویل به بازی های محلی می پرداختند. که شامل :تیله بازی ،گله بازی ،توپ وچوب و... 
یکی از بازی های رایج موقع مهمانی های نوروزی درسربیشه «دُرنه بازی» است .مردان وبرخی زنان دراین بازی شرکت می کردند.بدین ترتیب که شخصی در وسط حیاط به شکم دراز می کشد او یک سر طنابی را دردست خود دارد وپتویی بررویش. بقیه افراد با شال های پیچانده شده به این شخص می زنند و فرار می کنند اگر شخص کمکی که درحالت ایستاده است وبه نوعی هم گروهی اوست، توانست با آن سر دیگر طناب ،کسی را بگیرد این شخص باید به جای او دراز بکشد وهمینطور تا آخر. 
در ایام نوروز، خانواده ها به شکل دست جمعی بااقوام و دوستان،به بیابان های اطراف می روند و به کما چینی و پیداکردن سماروق (قارچ های بومی) می پردازند که البته بیشتر برای تفریح است . افرادی باچیدن بی رویه ی این گیاه با خاصیت ،وایجاد درامد ازاین گیاه باعث کمیاب شدن آن شده اند. 
مراسمات عروسی
خواستگاری ونشون  
بزرگ ترهای خانواده دامادبرای خواستگاری به خانه خانواده عروس می رفتند . پدرومادرها صحبت هایی را انجام می دادند و در صورت موافقت خانواده عروس، روز بعد خانواده داماد برای بردن نشونی به خانه خانواده عروس می رفتند.که این نشونی شامل انگشتر، کفش ، چادر،لباس .. که توی بقچه ای بسته شده و برروی سینی ای با دوتا کله قند همراه بوده است. درمدت زمانی که نامزد بودند دراعیاد مختلف ،شب چله ودیگر مناسبت ها برای عروس ،لباس وکفش و... می بردند.  قبل ازعقد چهار نفرازخانواده عروس وداماد به همراه عروس داماد برای خریدبه بازار می رفتند . شب قبل از عقدهم برای بریدن چادر به خانه مادر عروس می رفتند. 
عقد وعروسی 
مدت زمان مابین عقد وعروسی خیلی کم بوده ،اغلب عصر عقد می کردند وشب عروسی به پا می شد. پس از انجام عقد عروس به همراه تعدادی ازاقوام خود واقوام داماد به حمام عمومی می رفتند. حنا می بردند و دست وپای عروس را حنا می کردند وبعد ازآن بقیه اقوام دست های خود راحنا می کردند. مرد ها هم درقسمت مردانه حمام عمومی، مراسم حنابندان رااجرا می کردند.عروس ودامادبعد ازحمام به خانه های خود می رفتند .عروس درخانه آرایش می شد ودرخانه داماد مراسم لباس پوشاندن اجرا می شد دراین مراسم بزرگان واقوام نزدیک، لباس های داماد را می پوشاندند.
عروس کشون  
بعد ازشام عروسی ،عروس کشون به شکل پیاده از کوچه ای به کوچه دیگر انجام می شد بقیه برای همراهی پشت سر آنان می رفتند وشعری بدین مضمون را می خواندند.
 محمد یا علی ،مولا محمد.         علی شیر خدا ،دریای رحمت
محمد می رود ،پله به پله،       محمد می رود سوی مدینه 
، محمد می رود قران بخواند     محمد یا علی ، مولا محمد   
وقتی به خانه می رسیدند، جلوی پای عروس وداماد گوسفندی ذبح می کردند. بعد تخم مرغی رابرای چشم زخم به عروس می دادند واو بردیوار خانه می زد.  وارد خانه می شدند در حیاط کاسه آبی به نشانه روشنایی ،جلوی پای عروس می گذاشتندواو با پا ،آن آب رابرزمین می ریخت.  پس ازورود به خانه ، جلوی داماد کاسه ای از اب همراه با مقدار کمی سبزی خوردن ریز شده ( نعناع ، تره ،جعفری و..) می گذاشتند .داماد سوره یاسین را تلاوت می کند. سپس عروس وداماد ازان آب می خوردند وازآن به بقیه افراد هم تعارف می کردند. پس از آن به رقص های محلی می پرداختند.
مادرزن سلام 
صبح روز بعد، داماد به برای عرض سلام به خانه مادرزن خود می رود وصبحانه را میهمان مادر زن خود بوده است. مادر عروس صبحانه ای برای دخترش می برد. 
 پاتختی 
صبح یا بعدازظهر این روزمراسم پاتختی انجام می شود و میهمانان هدایایی را به عروس وداماد تقدیم می کردند. کیک عروسی عروس وداماد علاوه برشیرینی بین میهمانان تقسیم می شد.
شام مادر عروس 
دراین شب مادرعروس،شامی راتدارک می بیند واقوام نزدیک را دعوت می کند .این شب به شب شام مادرعروس معروف است وهمچنان این رسم باقی مانده است. 
روزهای بعد ازعروسی اقوام نزدیک، عروس وداماد را برای صرف ناهار یاشام دعوت می کنند وهدایایی را هم به عروس می دهند. 
منبع : 
1)    https://portal.sko.ir/page-PortalOstan/fa/37/form/Cl794/lin پرتال خراسان جنوبی  
این متن  از گفت وگو با  مادر وخاله ام وطبق خاطرات آنان نوشته شده است.نقصان آن را به بزرگی خود ببخشید.
تهیه کننده: زهراشربت دار 
زیر نظر استاد ابراهیم حقیقی
 

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی